پرش به محتوای اصلی
متن ها
حالت خواندن تنظیمات روی همین مرورگر ذخیره می‌شود

اشعار فاضل نظری (شعرهای کوتاه، عاشقانه و زیبا از این شاعر)

منتشر شده: 2024/08/23 به‌روزرسانی: 2026/06/29 موضوع: شعر
36 متن قابل کپی در این صفحه
موضوع‌های مرتبط: شعر
متن‌ها را می‌توانی جداگانه از روی هر کارت کپی یا ذخیره کنی، یا با دکمه بالا همه کارت‌های متن این صفحه را یک‌جا برداری.
دسترسی سریع

متن‌های داخل این صفحه

روی هر مورد بزن تا مستقیم به همان متن بروی و سریع کپی کنی.

36 متن

برای سبک ماندن صفحه، فقط 24 مورد اول در این فهرست آمده است.

راهنمای سریع:هر متن را می‌توانی جداگانه کپی یا ذخیره کنی. برای دیدن متن بعدی از دکمه «متن بعدی» استفاده کن.
36متن آماده
0کپی ثبت‌شده

در این بخش از سایت ادبی و هنری متن‌ها اشعار فاضل نظری را برای شما دوستان قرار داد‌ایم. فاضل نظری شاعر ایرانی و مدرس دانشگاه است. او یکی از نویسندگان پرتیراژترین کتاب‌های شعر در دهه نود بود.

اشعار فاضل نظری

اشعار کوتاه و زیبا از فاضل نظری

متن آماده کپی
باز با گریه به آغوش تو بر می گردم چون غریبی که خودش را برساند به وطن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
هر چه آیینه به توصیف تو جان کند نشد آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد گفتماز قصه عشقت گرهى باز کنم به پریشانى گیسوى تو سوگند، نشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چشمت به ‌چشم ما و دلت پیش دیگری‌ ست جای گلایه نیست که این رسم دلبری‌ ست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
اشعار کوتاه و زیبا از فاضل نظری
متن آماده کپی
به دریا می زنم! شاید به سوی ساحلی دیگر مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر به دنبال کسی جا مانده از پرواز می گردم مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ‌ کس، هیچ‌ کس اینجا به تو مانند نشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست وگرنه فاصله‌ی ما هنوز یک قدم است
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای بی وفای سنگ دل قدر ناشناس! از من همین که دست کشیدی تو را سپاس با من که آسمان تو بودم روا نبود چون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباس آیینه ای به دست تو دادم که بنگری خود را در این جهان پر از حیرت و هراس پنداشتی مجسمه سنگ و یخ یکی ست؟ کو آفتاب تا بشوی فارغ از قیاس دنیا دو روز بیش نبود و عجب گذشت! روزی به امر کردن و روزی به التماس مگذار ما هم ای دل بی زار و بی قرار چون خلق بی ملاحظه باشیم و بی حواس
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گوشه ی چشم بگردان و مقدر گردان ما که هستیم در این دایره ی سرگردان؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
عشق رازی ست که تنها به خدا باید گفت چه سخن ها که خدا با من تنها دارد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
اشعار کوتاه و زیبا از فاضل نظری
متن آماده کپی
فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست چون رود بگذر از همه سنگ ریزه ها
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چشم انتظار حادثه ای ناگهان مباش با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
هر چند که هرگز نرسیدم به وصالت عمری که حرام تو شد ای عشق، حلالت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نیستی کم! نه از آینه نه حتی از ماه که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماه من محال است به دیدار تو قانع باشم کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاق‌ ترم یا تو به من؟ زنده‌ ام بی تو همین قدر که دارم نفسی از جدایی نتوان گفت به جز آه سخن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت زندگی بعد تو بر هیچ کس آسان نگرفت چشمم افتاد به چشم تو ولی خیره نماند شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت دل به هر کس که رسیدیم سپردیم ولی قصه عاشقی ما سر و سامان نگرفت تاج سر دادمش و سیم زر، اما از من عشق جز عمر گرانمایه به تاوان نگرفت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون که هر کجا خبری هست ادعایی نیست دلیل عشق فراموش کردن دنیاست و گرنه بین من و دوست ماجرایی نیست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: اشعار نیما یوشیج با مجموعه بهترین شعر عاشقانه و احساسی ( 30 شعر کوتاه و بلند)

اشعار کوتاه و زیبا از فاضل نظری
متن آماده کپی
و عمر شیشه عطر است، پس نمی ماند پرنده تا به ابد در قفس نمی ماند مگو که خاطرت از حرف من مکدر شد که روی آینه جای نفس نمی ماند طلای اصل و بدل آنچنان یکی شده اند که عشق جز به هوای هوس نمی ماند مرا چه دوست چه دشمن ز دست او برهان که این طبیب به فریاد رس نمی ماند من و تو در سفر عشق دیر فهمیدیم قطار منتظر هیچ کس نمی ماند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
همراه بسیار است، اما همدمی نیست مثل تمام غصه ها، این هم غمی نیست دلبسته اندوه دامن گیر خود باش از عالم غم دل رباتر عالمی نیست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چه غم وقتی جهان از عشق نامی تازه می گیرد با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بی قرار توام و در دل تنگم گله‌هاست آه بی‌ تاب شدن، عادت کم حوصله‌ هاست همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله‌ هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پرزدن چلچله‌ هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله‌ هاست باز می‌ پرسمت از مساله دوری و عشق و سکوت تو جواب همه مساله‌ هاست!
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد کشتی‌ ام را شب طوفانی گرداب گرفت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تو آهوی رهای دشت های سبزی اما من پلنگ سنگی دروازه های بسته ی شهرم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

شعر زیبای به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

شعر زیبای به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
متن آماده کپی
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

ناگزیر از سفرم بی سرو سامان چون باد

ناگزیر از سفرم بی سرو سامان چون باد
متن آماده کپی
ناگزیر از سفرم بی سرو سامان چون باد به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد کوچ تا چند؟ مگر می شود از خویش گریخت بال تنها غم غربت به پرستوها داد اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیست غربت آن است که یاران ببرندت از یاد عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟ نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

بعد یک سال بهار آمده، می بینی که؟

بعد یک سال بهار آمده، می بینی که؟
متن آماده کپی
بعد یک سال بهار آمده، می بینی که؟ باز تکرار به بار آمده، می بینی که؟ سبزی سجده ی ما را به لبی سرخ فروخت عقل با عشق کنار آمده، می بینی که؟ آن که عمری به کمین بود، به دام افتاده چشم آهو به شکار آمده، می بینی که؟ حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد گل سرخی به مزار آمده، می بینی که؟ غنچه ای مژده ی پژمردن خود را آورد بعد یک سال بهار آمده، می بینی که؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

عقل بیهوده سر طرح معما دارد

عقل بیهوده سر طرح معما دارد
متن آماده کپی
عقل بیهوده سر طرح معما دارد بازی عشق مگر شاید و اما دارد با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت سر سربسته چرا اینهمه رسوا دارد در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست آینه تازه از امروز تماشا دارد بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت چه سخن ها که خدا با من تنها دارد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

بی تابی

بی تابی
متن آماده کپی
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: اشعار احمدرضا احمدی شامل 30 شعر عاشقانه و مجموعه شعر کوتاه احساسی

از شوکت فرمانرواییها سرم خالی است

از شوکت فرمانرواییها سرم خالی است
متن آماده کپی
از شوکت فرمانرواییها سرم خالی است من پادشاه کشتگانم، کشورم خالی است چابک‌سواری، نامه‌ای خونین به دستم داد با او چه باید گفت وقتی لشگرم خالی است خون‌گریه‌های امپراتوری پشیمانم در آستین ترس، جای خنجرم خالی است مکر ولیعهدان و نیرنگ وزیران کو؟ تا چند از زهر ندیمان ساغرم خالی است؟ ای کاش سنگی در کنار سنگها بودم آوخ که من کوهم ولی دور و برم خالی است فرمانروایی خانه بر دوشم، محبت کن ای مرگ! تابوتی که با خود می‌برم خالی است
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

این دنیا به غیر از خواب نیست

متن آماده کپی
گرچه می گویند این دنیا به غیر از خواب نیست ای اجل مهمان نوازی کن که دیگر تاب نیست بین ماهی های اقیانوس و ماهی های تنگ هیچ فرقی نیست وقتی چاره ای جز آب نیست ما رعیت ها کجا!محصول باغستان کجا؟ روستای سیب های سرخ بی ارباب نیست ای پلنگ از کوه بالا رفتنت بیهوده است از کمین بیرون مزن امشب شب مهتاب نیست در نمازت شعر می خوانی و می رقصی٬دریغ جای این دیوانگی ها گوشه محراب نیست گردبادی مثل تو یک عمر سرگردان چیست؟ گوهری مانند مرگ آنقدر هم نایاب نیست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

از صلح می‌گویند یا از جنگ

از صلح می‌گویند یا از جنگ
متن آماده کپی
از صلح می‌گویند یا از جنگ می‌خوانند؟ دیوانه‌ها آواز بی‌آهنگ می‌خوانند گاهی قناریها اگر در باغ هم باشند مانند مرغان قفس دلتنگ می‌خوانند کنج قفس می‌میرم و این خلق بازرگان چون قصه‌ها مرگ مرا نیرنگ می‌دانند سنگم به بدنامی زنند اکنون ولی روزی نام مرا با اشک روی سنگ می‌خوانند این ماهی افتاده در تنگ تماشا را پس کی به آن دریای آبی‌رنگ می‌خوانند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم

متن آماده کپی
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم ولی از خویشتن جز گردی به دامانی نمی بینم چه بر ما رفته است ای عمر ؟ ای یاقوت بی قیمت ! که غیر از مرگ گردنبند ارزانی نمی بینم زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم ؟ که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد

متن آماده کپی
به نسیمی همه راه به هم می ریزد کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد سنگ در برکه می اندازم و می پندارم با همین سنگ زدن، ماه به هم می ریزد عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است گاه می ماند و نا گاه به هم می ریزد انچه را عقل به یک عمر به دست آورده است دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد آه یک روز همین آه تو را می گیرد گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: اشعار هوشنگ ابتهاج با 20 شعر عاشقانه احساسی و اشعار کوتاه این شاعر

وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کند

وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کند
متن آماده کپی
وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کند زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می کند ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می کند سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟ یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می کند هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست خانه من با خیابان ها چه فرقی می کند مثل سنگی زیر آب از خویش می پرسم مدام ماه پایین است یا بالا چه فرقی می کند؟ فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت بی وفا! امروز با فردا چه فرقی می کند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

فرق دارند

متن آماده کپی
پس شاخه‌های یاس و مریم فرق دارند آری اگر بسیار اگر کم فرق دارند شادم تصور می‌کنی وقتی ندانی لبخندهای شادی و غم فرق دارند برعکس می‌گردم طواف خانه‌ات را دیوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان با این حساب اهل جهنم فرق دارند بر من به چشم کشته عشقت نظر کن پروانه‌های مرده با هم فرق دارند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

من خود دلم از مهر تو لرزید

من خود دلم از مهر تو لرزید
متن آماده کپی
من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنه تیرم به خطا می رود اما به هدر، نه دل خون شده وصلم و لب های تو سرخ است سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر، نه با هرکه توانسته کنار آمده دنیا با اهل هنر؟ آری ! با اهل نظر ؟ نه بد خلقم و بد عهد زبانبازم و مغرور پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟ یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد یک بار دگر، بار دگر، بار دگر نه
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: اشعار مهدی اخوان ثالث با مجموعه 25 شعر عاشقانه و احساسی

از باغ می ‌برند

از باغ می ‌برند
متن آماده کپی
از باغ می ‌برند چراغانی ‌ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ‌ات کنند پوشانده ‌اند صبح تو را ابرهای تار تنها به این بهانه که بارانی ‌ات کنند یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند این بار می ‌برند که زندانی ‌ات کنند ای گل گمان مکن به شب جشن می ‌روی شاید به خاک مرده ‌ای ارزانی ‌ات کنند یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست از نقطه ‌ای بترس که شیطانی ‌ات کنند آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ‌ای است که قربانی ‌ات کنند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
بازخورد سریع

این متن به کارت آمد؟

با یک کلیک کمک کن متن‌های بهتر و دقیق‌تری پیشنهاد شود.

بازخوردت فقط برای بهتر شدن همین بخش استفاده می‌شود.
استفاده سریع

این متن را سریع کپی، ذخیره یا برای دیگران بفرست

بعد از خواندن متن، بدون برگشت به بالای صفحه می‌توانی متن کامل، لینک مطلب یا مسیرهای مرتبط را برداری.

متن‌های بیشتر درباره شعر
آماده استفاده است.
فرمت کپی

متن را با قالب مناسب بردار

برای کپشن، استوری یا ارسال ساده، متن همین مطلب را با قالب تمیزتر کپی کن.

یک فرمت را انتخاب کن.
ادامه خواندن

بعد از این متن، چند مسیر خوب داری

مطالب نزدیک، جستجوهای آماده و مسیر قبلی/بعدی اینجا جمع شده‌اند تا انتهای پست مرتب‌تر و کاربردی‌تر باشد.