پرش به محتوای اصلی
متن ها
حالت خواندن تنظیمات روی همین مرورگر ذخیره می‌شود

رباعیات خیام / رباعی‌های شاهکار از خیام بزرگ به همراه عکس نوشته

منتشر شده: 2025/04/15 به‌روزرسانی: 2026/07/03 موضوع: شعر برچسب: خیام
۰ متن آماده استفاده
موضوع‌های مرتبط: شعرخیامرباعیات
متن‌ها را می‌توانی جداگانه از روی هر کارت کپی یا ذخیره کنی، یا با دکمه بالا همه کارت‌های متن این صفحه را یک‌جا برداری.

رباعیات خیام از درخشان‌ترین بخش‌های شعر فارسی است؛ شعرهایی کوتاه، عمیق و اندیشه‌محور که با چند مصرع ساده، پرسش‌هایی بزرگ درباره زندگی، مرگ، زمان، سرنوشت، لذت لحظه و ناپایداری جهان مطرح می‌کنند. عمر خیام نیشابوری، ریاضی‌دان، فیلسوف، منجم و شاعر رباعی‌سرای ایرانی، از چهره‌های برجسته فرهنگ و ادب ایران در دوره سلجوقی است.

در این بخش از سایت ادبی متن‌ها، مجموعه‌ای بسیار کامل‌تر و مرتب‌تر از رباعیات خیام را آماده کرده‌ایم. رباعی‌ها از حالت فشرده خارج شده‌اند، به‌صورت خط‌به‌خط و وسط‌چین آمده‌اند و میان هر رباعی یک پاراگراف خالی قرار گرفته است تا خواندن شعرها در موبایل و دسکتاپ راحت‌تر باشد. همچنین برای کاربرد بهتر، بخش‌هایی مانند گزیده‌های کوتاه برای عکس‌نوشته، رباعیات موضوعی، تک‌بیت‌های فلسفی، متن مناسب کپشن و پرسش‌های متداول به مطلب اضافه شده است.

رباعیات خیام / رباعی‌های شاهکار از خیام بزرگ به همراه عکس نوشته

رباعیات زیبای استاد خیام

در این بخش، رباعیات معروف خیام به‌صورت خط‌به‌خط آمده‌اند. میان هر رباعی یک پاراگراف خالی قرار گرفته تا شعرها از هم جدا و خواناتر باشند.

متن آماده کپی
هنگام صبوح ای صنم فرخ‌پی

برساز ترانه‌ای و پیش‌آور می

کافکند به خاک صدهزاران جم و کی

این آمدن تیر مه و رفتن دی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری

تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟

انگشت فریدون و کف کی‌خسرو

بر چرخ نهاده‌ای، چه می‌پنداری؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی

احوال فلک جمله پسندیده بُدی

ور عدل بُدی به کارها در گردون

کی خاطر اهل فضل رنجیده بُدی؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر دست دهد ز مغز گندم، نانی

وز می دو منی ز گوسفندی، رانی

با لاله‌رخی و گوشهٔ بستانی

عیشی بود آن، نه حد هر سلطانی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر آمدنم به خود بُدی، نآمدمی

ور نیز شدن به من بُدی، کی شدمی؟

به زان نَبُدی که اندر این دیر خراب

نه آمدمی، نه شدمی، نه بُدَمی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری

پُر کن قدحی، بخور، به من ده دگری

زان پیش‌تر ای صنم که در رهگذری

خاک من و تو، کوزه کند کوزه‌گری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در گوش دلم گفت فلک پنهانی

حکمی که قضا بود، ز من می‌دانی؟

در گردش خویش اگر مرا دست بُدی

خود را برهاندمی ز سرگردانی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در کارگه کوزه‌گری کردم رای

در پایهٔ چرخ، دیدم استاد به پای

می‌کرد دلیر کوزه را دسته و سر

از کلهٔ پادشاه و از دست گدای
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: اشعار ناصر خسرو مجموعه شعرهای قدیمی ناصر خسرو

رباعیات زیبای استاد خیام

رباعیات فلسفی و اندیشه‌محور خیام

بخشی از رباعیات خیام نگاهی پرسشگر به جهان، سرنوشت، آفرینش و گذر زمان دارند. رباعی‌های زیر از همین حال‌وهوا برخوردارند.

متن آماده کپی
خوش باش که پخته‌اند سودای تو دی

فارغ شده‌اند از تمنای تو دی

قصه چه کنم که به تقاضای تو دی

دادند قرار کار فردای تو دی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چندان که نگاه می‌کنم هر سویی

در باغ روان است ز کوثر جویی

صحرا چو بهشت است ز کوثر کم گوی

بنشین به بهشت با بهشتی‌رویی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی

مشکل چه یکی چه صد هزار ای ساقی

خاکیم همه، چنگ بساز ای ساقی

بادیم همه، باده بیار ای ساقی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
پیری دیدم به خانهٔ خماری

گفتم نکنی ز رفتگان اخباری؟

گفتا می خور که همچو ما بسیاری

رفتند و خبر باز نیامد باری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
برگیر پیاله و سبو ای دلجوی

فارغ بنشین به کشتزار و لب جوی

بس شخص عزیز را که چرخ بدخوی

صد بار پیاله کرد و صد بار سبوی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بر شاخ امید اگر بری یافتمی

هم رشتهٔ خویش را سری یافتمی

تا چند ز تنگنای زندان وجود

ای کاش سوی عدم دری یافتمی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی

سرمست بدم که کردم این عیاشی

با من به زبان حال می‌گفت سبو

من چون تو بدم، تو نیز چون من باشی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

عکس نوشته رباعیات خیام

این رباعی‌ها برای عکس‌نوشته، کپشن ادبی و متن کوتاه فلسفی مناسب‌اند و با مضمون‌هایی مثل عمر، بهار، شادی، اندوه و ناپایداری جهان همراه هستند.

متن آماده کپی
ای کاش که جای آرمیدن بودی

یا این ره دور را رسیدن بودی

کاش از پی صد هزار سال از دل خاک

چون سبزه امید بر دمیدن بودی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای دوست حقیقت شنو از من سخنی

با بادهٔ لعل باش و با سیم‌تنی

کان‌کس که جهان کرد فراغت دارد

از سبلت چون تویی و ریش چو منی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای دل تو به اسرار معما نرسی

در نکتهٔ زیرکان دانا نرسی

اینجا به می لعل بهشتی می‌ساز

کانجا که بهشت است رسی یا نرسی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی

وز هفت و چهار دایم اندر تفتی

می خور که هزار بار بیشت گفتم

باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از کوزه‌گری کوزه خریدم باری

آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری

شاهی بودم که جام زرینم بود

اکنون شده‌ام کوزهٔ هر خماری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از آمدن بهار و از رفتن دی

اوراق وجود ما همی گردد طی

می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم

غم‌های جهان چو زهر و تریاقش می
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی

معذوری اگر در طلبش می‌کوشی

باقی همه رایگان نیرزد، هُش دار!

تا عمر گران‌بها بدان نفروشی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پرکن قدح باده که معلومم نیست

کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بنگر ز صبا دامن گل چاک شده

بلبل ز جمال گل طربناک شده

در سایهٔ گل نشین که بسیار این گل

در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
عکس نوشته رباعیات خیام

شعرهای رباعی خیام درباره زندگی و مرگ

خیام در بسیاری از رباعیات خود به گذر عمر، خاک شدن انسان، راز هستی و ناپایداری دنیا اشاره می‌کند. در ادامه چند رباعی دیگر از این شاعر بزرگ را می‌خوانید.

متن آماده کپی
می خور که فلک بهر هلاک من و تو

قصدی دارد به جان پاک من و تو

در سبزه نشین و می روشن می‌خور

کاین سبزه بسی دمد ز خاک من و تو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از تن چو برفت جان پاک من و تو

خشتی دو نهند بر مغاک من و تو

و آنگاه برای خشت گور دگران

در کالبدی کشند خاک من و تو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟

وز تار امید عمر ما پودی کو؟

چندین سر و پای نازنینان جهان

می‌سوزد و خاک می‌شود، دودی کو؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن قصر که با چرخ همی‌زد پهلو

بر درگه آن شهان نهادندی رو

دیدیم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای

بنشسته همی‌گفت که کوکو کوکو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نتوان دل شاد را به غم فرسودن

وقت خوش خود به سنگ محنت سودن

کس غیب چه داند که چه خواهد بودن

می باید و معشوق و به کام آسودن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان

برداشتمی من این فلک را ز میان

از نو فلکی دگر چنان ساختمی

که آزاده به کام دل رسیدی آسان
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
قومی متفکرند اندر ره دین

قومی به گمان فتاده در راه یقین

می‌ترسم از آن که بانگ آید روزی

کای بی‌خبران راه نه آن است و نه این
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
قانع به یک استخوان چو کرکس بودن

به ز آن که طفیل خوان ناکس بودن

با نان جوین خویش حقا که به است

که آلوده و پالودهٔ هر خس بودن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین

نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین

نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین

اندر دو جهان کرا بود زهره این؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: غزلیات صائب تبریزی / غزل های شاهکار از صائب تبریزی

شعرهای رباعی خیام

رباعیات بیشتر از خیام

برای کامل‌تر شدن این مجموعه، چند رباعی مشهور دیگر از خیام نیز به این مطلب اضافه شد. این بخش به‌ویژه برای کسانی مناسب است که به دنبال مجموعه‌ای کامل‌تر از رباعی‌های کوتاه و ماندگار خیام هستند.

متن آماده کپی
برخیز بتا، بیا ز بهر دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم

زآن پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چون عهده نمی‌شود کسی فردا را

حالی خوش دار این دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
امروز تو را دسترس فردا نیست

واندیشهٔ فردات به جز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست

کاین باقی عمر را بها پیدا نیست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای آمده از عالم روحانی تفت

حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت

می نوش، ندانی ز کجا آمده‌ای

خوش باش، ندانی به کجا خواهی رفت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای چرخ فلک! خرابی از کینهٔ توست

بی‌دادگری شیوهٔ دیرینهٔ توست

ای خاک! اگر سینهٔ تو بشکافند

بس گوهر قیمتی که در سینهٔ توست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای دل! چو زمانه می‌کند غمناکت

ناگه برود ز تن روان پاکت

بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند

زآن پیش که سبزه بردمد از خاکت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اکنون که گل سعادتت پربار است

دست تو ز جام می چرا بیکار است؟

می خور که زمانه دشمنی غدار است

دریافتن روز چنین دشوار است
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ

پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ

می نوش که بعد از من و تو ماه بسی

از سلخ به غره آید از غره به سلخ
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید

بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید

من در عجبم ز می‌فروشان کایشان

به زانچه فروشند چه خواهند خرید؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در دهر چو آواز گل تازه دهند

فرمای بتا که می به اندازه دهند

از حور و قصور و ز بهشت و دوزخ

فارغ بنشین که آن هر آوازه دهند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از جملهٔ رفتگان این راه دراز

بازآمده‌ای کو که به ما گوید راز؟

هان بر سر این دوراههٔ آز و نیاز

چیزی نگذاری که نمی‌آیی باز
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست

نتوان به امید شک همه عمر نشست

هان تا ننهیم جام می از کف دست

در بی‌خبری مرد چه هشیار و چه مست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
این قافلهٔ عمر عجب می‌گذرد

دریاب دمی که با طرب می‌گذرد

ساقی، غم فردای حریفان چه خوری؟

پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن

فردا که نیامده‌ست فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن

حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

درباره مضمون رباعیات خیام

رباعیات خیام بیشتر با مضمون‌هایی مانند کوتاهی عمر، ناپایداری جهان، بی‌اعتباری قدرت و ثروت، پرسش از سرنوشت و ارزش لحظه اکنون شناخته می‌شوند. همین فشردگی معنا در قالبی کوتاه، رباعیات او را به یکی از ماندگارترین بخش‌های شعر فارسی تبدیل کرده است.

گزیده‌های کوتاه از رباعیات خیام برای عکس نوشته

در این بخش، گزیده‌های کوتاه و دوخطی از رباعیات خیام آمده است. این متن‌ها برای عکس‌نوشته، کپشن ادبی، استوری و متن کوتاه فلسفی بسیار مناسب‌اند.

متن آماده کپی
هنگام صبوح ای صنم فرخ‌پی

برساز ترانه‌ای و پیش‌آور می
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری

تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی

احوال فلک جمله پسندیده بُدی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر دست دهد ز مغز گندم، نانی

وز می دو منی ز گوسفندی، رانی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر آمدنم به خود بُدی، نآمدمی

ور نیز شدن به من بُدی، کی شدمی؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری

پُر کن قدحی، بخور، به من ده دگری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در گوش دلم گفت فلک پنهانی

حکمی که قضا بود، ز من می‌دانی؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در کارگه کوزه‌گری کردم رای

در پایهٔ چرخ، دیدم استاد به پای
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خوش باش که پخته‌اند سودای تو دی

فارغ شده‌اند از تمنای تو دی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چندان که نگاه می‌کنم هر سویی

در باغ روان است ز کوثر جویی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی

مشکل چه یکی چه صد هزار ای ساقی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
پیری دیدم به خانهٔ خماری

گفتم نکنی ز رفتگان اخباری؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
برگیر پیاله و سبو ای دلجوی

فارغ بنشین به کشتزار و لب جوی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بر شاخ امید اگر بری یافتمی

هم رشتهٔ خویش را سری یافتمی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی

سرمست بدم که کردم این عیاشی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای کاش که جای آرمیدن بودی

یا این ره دور را رسیدن بودی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای دوست حقیقت شنو از من سخنی

با بادهٔ لعل باش و با سیم‌تنی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای دل تو به اسرار معما نرسی

در نکتهٔ زیرکان دانا نرسی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی

وز هفت و چهار دایم اندر تفتی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از کوزه‌گری کوزه خریدم باری

آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از آمدن بهار و از رفتن دی

اوراق وجود ما همی گردد طی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی

معذوری اگر در طلبش می‌کوشی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بنگر ز صبا دامن گل چاک شده

بلبل ز جمال گل طربناک شده
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
می خور که فلک بهر هلاک من و تو

قصدی دارد به جان پاک من و تو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از تن چو برفت جان پاک من و تو

خشتی دو نهند بر مغاک من و تو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟

وز تار امید عمر ما پودی کو؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن قصر که با چرخ همی‌زد پهلو

بر درگه آن شهان نهادندی رو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نتوان دل شاد را به غم فرسودن

وقت خوش خود به سنگ محنت سودن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان

برداشتمی من این فلک را ز میان
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
قومی متفکرند اندر ره دین

قومی به گمان فتاده در راه یقین
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
قانع به یک استخوان چو کرکس بودن

به ز آن که طفیل خوان ناکس بودن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین

نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
برخیز بتا، بیا ز بهر دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چون عهده نمی‌شود کسی فردا را

حالی خوش دار این دل پر سودا را
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

تک‌بیت‌ها و جملات فلسفی از رباعیات خیام

اگر به دنبال جمله‌های کوتاه و عمیق از رباعیات خیام هستید، این بخش می‌تواند برای انتخاب متن کوتاه و ماندگار مناسب باشد.

متن آماده کپی
کافکند به خاک صدهزاران جم و کی

این آمدن تیر مه و رفتن دی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
انگشت فریدون و کف کی‌خسرو

بر چرخ نهاده‌ای، چه می‌پنداری؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ور عدل بُدی به کارها در گردون

کی خاطر اهل فضل رنجیده بُدی؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
با لاله‌رخی و گوشهٔ بستانی

عیشی بود آن، نه حد هر سلطانی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
به زان نَبُدی که اندر این دیر خراب

نه آمدمی، نه شدمی، نه بُدَمی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
زان پیش‌تر ای صنم که در رهگذری

خاک من و تو، کوزه کند کوزه‌گری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در گردش خویش اگر مرا دست بُدی

خود را برهاندمی ز سرگردانی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
می‌کرد دلیر کوزه را دسته و سر

از کلهٔ پادشاه و از دست گدای
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
قصه چه کنم که به تقاضای تو دی

دادند قرار کار فردای تو دی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
صحرا چو بهشت است ز کوثر کم گوی

بنشین به بهشت با بهشتی‌رویی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خاکیم همه، چنگ بساز ای ساقی

بادیم همه، باده بیار ای ساقی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گفتا می خور که همچو ما بسیاری

رفتند و خبر باز نیامد باری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بس شخص عزیز را که چرخ بدخوی

صد بار پیاله کرد و صد بار سبوی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تا چند ز تنگنای زندان وجود

ای کاش سوی عدم دری یافتمی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
با من به زبان حال می‌گفت سبو

من چون تو بدم، تو نیز چون من باشی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
کاش از پی صد هزار سال از دل خاک

چون سبزه امید بر دمیدن بودی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
کان‌کس که جهان کرد فراغت دارد

از سبلت چون تویی و ریش چو منی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اینجا به می لعل بهشتی می‌ساز

کانجا که بهشت است رسی یا نرسی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
می خور که هزار بار بیشت گفتم

باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
شاهی بودم که جام زرینم بود

اکنون شده‌ام کوزهٔ هر خماری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم

غم‌های جهان چو زهر و تریاقش می
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
باقی همه رایگان نیرزد، هُش دار!

تا عمر گران‌بها بدان نفروشی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
پرکن قدح باده که معلومم نیست

کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در سایهٔ گل نشین که بسیار این گل

در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در سبزه نشین و می روشن می‌خور

کاین سبزه بسی دمد ز خاک من و تو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
و آنگاه برای خشت گور دگران

در کالبدی کشند خاک من و تو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چندین سر و پای نازنینان جهان

می‌سوزد و خاک می‌شود، دودی کو؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دیدیم که بر کنگره‌اش فاخته‌ای

بنشسته همی‌گفت که کوکو کوکو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
کس غیب چه داند که چه خواهد بودن

می باید و معشوق و به کام آسودن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از نو فلکی دگر چنان ساختمی

که آزاده به کام دل رسیدی آسان
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
می‌ترسم از آن که بانگ آید روزی

کای بی‌خبران راه نه آن است و نه این
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
با نان جوین خویش حقا که به است

که آلوده و پالودهٔ هر خس بودن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین

اندر دو جهان کرا بود زهره این؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم

زآن پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

گزیده‌های کوتاه خیام درباره زندگی، مرگ و سرنوشت

در این بخش، چند گزیده کوتاه‌تر از مضمون‌های اصلی شعر خیام یعنی زندگی، مرگ، سرنوشت، گذر عمر و ناپایداری جهان گردآوری شده است.

متن آماده کپی
هنگام صبوح ای صنم فرخ‌پی

این آمدن تیر مه و رفتن دی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری

بر چرخ نهاده‌ای، چه می‌پنداری؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی

کی خاطر اهل فضل رنجیده بُدی؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر دست دهد ز مغز گندم، نانی

عیشی بود آن، نه حد هر سلطانی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر آمدنم به خود بُدی، نآمدمی

نه آمدمی، نه شدمی، نه بُدَمی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری

خاک من و تو، کوزه کند کوزه‌گری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در گوش دلم گفت فلک پنهانی

خود را برهاندمی ز سرگردانی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در کارگه کوزه‌گری کردم رای

از کلهٔ پادشاه و از دست گدای
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خوش باش که پخته‌اند سودای تو دی

دادند قرار کار فردای تو دی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چندان که نگاه می‌کنم هر سویی

بنشین به بهشت با بهشتی‌رویی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی

بادیم همه، باده بیار ای ساقی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
پیری دیدم به خانهٔ خماری

رفتند و خبر باز نیامد باری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
برگیر پیاله و سبو ای دلجوی

صد بار پیاله کرد و صد بار سبوی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بر شاخ امید اگر بری یافتمی

ای کاش سوی عدم دری یافتمی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی

من چون تو بدم، تو نیز چون من باشی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای کاش که جای آرمیدن بودی

چون سبزه امید بر دمیدن بودی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای دوست حقیقت شنو از من سخنی

از سبلت چون تویی و ریش چو منی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای دل تو به اسرار معما نرسی

کانجا که بهشت است رسی یا نرسی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی

باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از کوزه‌گری کوزه خریدم باری

اکنون شده‌ام کوزهٔ هر خماری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از آمدن بهار و از رفتن دی

غم‌های جهان چو زهر و تریاقش می
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی

تا عمر گران‌بها بدان نفروشی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بنگر ز صبا دامن گل چاک شده

در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
می خور که فلک بهر هلاک من و تو

کاین سبزه بسی دمد ز خاک من و تو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از تن چو برفت جان پاک من و تو

در کالبدی کشند خاک من و تو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟

می‌سوزد و خاک می‌شود، دودی کو؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن قصر که با چرخ همی‌زد پهلو

بنشسته همی‌گفت که کوکو کوکو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نتوان دل شاد را به غم فرسودن

می باید و معشوق و به کام آسودن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان

که آزاده به کام دل رسیدی آسان
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

رباعیات خیام مناسب کپشن و استوری

رباعیات خیام به دلیل کوتاهی، عمق معنا و لحن اندیشه‌محور، برای کپشن، استوری و متن‌های کوتاه ادبی بسیار کاربردی هستند. در انتخاب متن برای کپشن، بهتر است رباعی‌هایی را برگزینید که ساده‌تر، روان‌تر و قابل فهم‌تر باشند.

برای کپشن‌های فلسفی، رباعی‌هایی درباره گذر عمر و ناپایداری دنیا مناسب‌ترند؛ برای متن‌های عاشقانه و احساسی، رباعی‌هایی که از بهار، دل، شادی و فرصت زندگی می‌گویند انتخاب بهتری هستند.

رباعیات خیام درباره شادی و غنیمت شمردن لحظه

یکی از مضمون‌های پرتکرار در رباعیات خیام، توجه به لحظه اکنون و دوری از اندوه بیهوده است. خیام بارها یادآوری می‌کند که گذشته بازنمی‌گردد و آینده نیز در دسترس انسان نیست؛ پس باید قدر اکنون را دانست.

متن آماده کپی
خوش باش که پخته‌اند سودای تو دی

فارغ شده‌اند از تمنای تو دی

قصه چه کنم که به تقاضای تو دی

دادند قرار کار فردای تو دی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی

مشکل چه یکی چه صد هزار ای ساقی

خاکیم همه، چنگ بساز ای ساقی

بادیم همه، باده بیار ای ساقی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
پیری دیدم به خانهٔ خماری

گفتم نکنی ز رفتگان اخباری؟

گفتا می خور که همچو ما بسیاری

رفتند و خبر باز نیامد باری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای کاش که جای آرمیدن بودی

یا این ره دور را رسیدن بودی

کاش از پی صد هزار سال از دل خاک

چون سبزه امید بر دمیدن بودی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای دوست حقیقت شنو از من سخنی

با بادهٔ لعل باش و با سیم‌تنی

کان‌کس که جهان کرد فراغت دارد

از سبلت چون تویی و ریش چو منی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای آنکه نتیجهٔ چهار و هفتی

وز هفت و چهار دایم اندر تفتی

می خور که هزار بار بیشت گفتم

باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از آمدن بهار و از رفتن دی

اوراق وجود ما همی گردد طی

می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم

غم‌های جهان چو زهر و تریاقش می
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پرکن قدح باده که معلومم نیست

کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بنگر ز صبا دامن گل چاک شده

بلبل ز جمال گل طربناک شده

در سایهٔ گل نشین که بسیار این گل

در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
می خور که فلک بهر هلاک من و تو

قصدی دارد به جان پاک من و تو

در سبزه نشین و می روشن می‌خور

کاین سبزه بسی دمد ز خاک من و تو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نتوان دل شاد را به غم فرسودن

وقت خوش خود به سنگ محنت سودن

کس غیب چه داند که چه خواهد بودن

می باید و معشوق و به کام آسودن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چون عهده نمی‌شود کسی فردا را

حالی خوش دار این دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه

بسیار بتابد و نیابد ما را
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

رباعیات خیام درباره کوزه، خاک و سرنوشت انسان

خیام در چند رباعی مشهور، از تصویر کوزه، خاک، کوزه‌گر و گل برای بیان سرنوشت انسان و بازگشت او به خاک استفاده می‌کند. این تصویرها از ماندگارترین تصویرهای شاعرانه در رباعیات او هستند.

متن آماده کپی
هنگام صبوح ای صنم فرخ‌پی

برساز ترانه‌ای و پیش‌آور می

کافکند به خاک صدهزاران جم و کی

این آمدن تیر مه و رفتن دی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
هان کوزه‌گرا بپای اگر هشیاری

تا چند کنی بر گِل مردم خواری؟

انگشت فریدون و کف کی‌خسرو

بر چرخ نهاده‌ای، چه می‌پنداری؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری

پُر کن قدحی، بخور، به من ده دگری

زان پیش‌تر ای صنم که در رهگذری

خاک من و تو، کوزه کند کوزه‌گری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در کارگه کوزه‌گری کردم رای

در پایهٔ چرخ، دیدم استاد به پای

می‌کرد دلیر کوزه را دسته و سر

از کلهٔ پادشاه و از دست گدای
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی

مشکل چه یکی چه صد هزار ای ساقی

خاکیم همه، چنگ بساز ای ساقی

بادیم همه، باده بیار ای ساقی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای کاش که جای آرمیدن بودی

یا این ره دور را رسیدن بودی

کاش از پی صد هزار سال از دل خاک

چون سبزه امید بر دمیدن بودی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از کوزه‌گری کوزه خریدم باری

آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری

شاهی بودم که جام زرینم بود

اکنون شده‌ام کوزهٔ هر خماری
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بنگر ز صبا دامن گل چاک شده

بلبل ز جمال گل طربناک شده

در سایهٔ گل نشین که بسیار این گل

در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
می خور که فلک بهر هلاک من و تو

قصدی دارد به جان پاک من و تو

در سبزه نشین و می روشن می‌خور

کاین سبزه بسی دمد ز خاک من و تو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از تن چو برفت جان پاک من و تو

خشتی دو نهند بر مغاک من و تو

و آنگاه برای خشت گور دگران

در کالبدی کشند خاک من و تو
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟

وز تار امید عمر ما پودی کو؟

چندین سر و پای نازنینان جهان

می‌سوزد و خاک می‌شود، دودی کو؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
برخیز بتا، بیا ز بهر دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم

زآن پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

چرا رباعیات خیام ماندگار شده‌اند؟

ماندگاری رباعیات خیام به چند دلیل مهم برمی‌گردد: کوتاهی و ایجاز، زبان نسبتاً ساده، عمق فلسفی، تصویرهای روشن، پرسش از سرنوشت انسان و توجه به لحظه اکنون. همین ویژگی‌ها باعث شده رباعی‌های خیام هم برای خواننده ادبی جذاب باشند و هم برای مخاطب عمومی قابل فهم و اثرگذار.

در بسیاری از رباعیات، خیام با چهار مصرع کوتاه، مفهومی گسترده را بیان می‌کند. او از خاک، کوزه، بهار، باده، ماه، فلک، مرگ و زندگی استفاده می‌کند تا پرسش‌هایی عمیق درباره جهان و انسان مطرح کند.

سوالات متداول درباره رباعیات خیام

رباعی چیست؟

رباعی قالبی کوتاه در شعر فارسی است که چهار مصرع دارد و معمولاً برای بیان اندیشه‌ای موجز، حکمی، عاشقانه یا فلسفی به کار می‌رود.

موضوع اصلی رباعیات خیام چیست؟

موضوع اصلی بسیاری از رباعیات خیام، گذر عمر، مرگ، ناپایداری جهان، غنیمت شمردن لحظه، سرنوشت انسان و پرسش از راز هستی است.

آیا همه رباعیات منسوب به خیام قطعی هستند؟

در طول تاریخ، رباعیات بسیاری به خیام نسبت داده شده‌اند و درباره انتساب برخی از آن‌ها میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد. به همین دلیل، نسخه‌ها و گزینش‌های مختلفی از رباعیات خیام وجود دارد.

چرا رباعیات خیام برای عکس نوشته مناسب است؟

زیرا کوتاه، پرمعنا و تأثیرگذارند و در چند مصرع، مفهومی فلسفی یا احساسی را به‌خوبی منتقل می‌کنند.

بهترین رباعیات خیام برای کپشن کدام‌اند؟

رباعی‌هایی که درباره عمر، شادی، بهار، گذر زمان و حال خوش سخن می‌گویند، معمولاً برای کپشن و استوری مناسب‌تر هستند.

سخن پایانی

رباعیات خیام تنها شعرهایی کوتاه و آهنگین نیستند؛ بلکه پنجره‌ای به جهان‌بینی شاعری اندیشمند و پرسشگرند. خیام با زبانی ساده و موجز، درباره زندگی، مرگ، شادی، زمان و سرنوشت سخن می‌گوید و همین ویژگی سبب شده رباعیات او در میان فارسی‌زبانان و حتی در جهان، شهرتی گسترده پیدا کند. در این نسخه، افزون بر رباعیات اصلی، بخش‌های موضوعی، گزیده‌های کوتاه، متن‌های مناسب عکس‌نوشته و پرسش‌های متداول نیز اضافه شد تا مطلب کامل‌تر، کاربردی‌تر و سئوپسندتر باشد. امیدواریم این مجموعه گسترده‌تر از رباعیات خیام برای شما خواندنی و مفید بوده باشد.

بازخورد سریع

این متن به کارت آمد؟

با یک کلیک کمک کن متن‌های بهتر و دقیق‌تری پیشنهاد شود.

بازخوردت فقط برای بهتر شدن همین بخش استفاده می‌شود.
استفاده سریع

این متن را سریع کپی، ذخیره یا برای دیگران بفرست

بعد از خواندن متن، بدون برگشت به بالای صفحه می‌توانی متن کامل، لینک مطلب یا مسیرهای مرتبط را برداری.

متن‌های بیشتر درباره شعر
آماده استفاده است.
فرمت کپی

متن را با قالب مناسب بردار

برای کپشن، استوری یا ارسال ساده، متن همین مطلب را با قالب تمیزتر کپی کن.

یک فرمت را انتخاب کن.
ادامه خواندن

بعد از این متن، چند مسیر خوب داری

مطالب نزدیک، جستجوهای آماده و مسیر قبلی/بعدی اینجا جمع شده‌اند تا انتهای پست مرتب‌تر و کاربردی‌تر باشد.