پرش به محتوای اصلی
متن ها
حالت خواندن تنظیمات روی همین مرورگر ذخیره می‌شود

اشعار رضا براهنی ( مجموعه شعرهای نو از استاد بزرگ ادبیات )

منتشر شده: 2025/03/06 به‌روزرسانی: 2026/07/02 موضوع: شعر
۰ متن آماده استفاده
موضوع‌های مرتبط: شعر
متن‌ها را می‌توانی جداگانه از روی هر کارت کپی یا ذخیره کنی، یا با دکمه بالا همه کارت‌های متن این صفحه را یک‌جا برداری.

رضا براهنی از مهم‌ترین چهره‌های شعر، داستان و نقد ادبی معاصر ایران است؛ نویسنده‌ای چندوجهی که هم در شعر نو فارسی اثرگذار بود و هم در نقد ادبی، رمان‌نویسی و فعالیت‌های فرهنگی جایگاه ویژه‌ای داشت. او در ۲۱ آذر ۱۳۱۴ به دنیا آمد و در ۵ فروردین ۱۴۰۱ درگذشت. براهنی عضو هیئت مؤسس کانون نویسندگان ایران بود و مدتی نیز ریاست انجمن قلم کانادا را برعهده داشت.

در این مطلب از سایت ادبی متن‌ها، مجموعه‌ای از اشعار رضا براهنی و گزیده‌هایی از شعرهای نو و عاشقانه او را آماده کرده‌ایم. برای خوانایی بهتر، شعرها از حالت فشرده خارج شده‌اند، شورتکدهای قدیمی حذف شده‌اند و متن‌ها به‌صورت خط‌به‌خط و وسط‌چین در قالب گوتنبرگ قرار گرفته‌اند.

اشعار رضا براهنی ( مجموعه شعرهای نو از استاد بزرگ ادبیات )

شعرهای زیبای رضا براهنی

در این بخش چند شعر و گزیده زیبا از رضا براهنی را می‌خوانید. متن‌ها برای خوانایی بهتر خط‌به‌خط شده‌اند و از حالت فشرده خارج شده‌اند.

متن آماده کپی
بلندی‌اش که بلندی ناب گیسوهاست

به آن صراحت یک استعاره می‌ماند

که آفتاب بر آن گرم و نرم تافته باشد

من از سلاست دستانش

تمام زندگی‌ام را سؤال خواهم کرد

و در سلامت چشمانش

یتیم‌ماندگی‌ام را تمام خواهم کرد

چگونه نرم درآید که گُل، که گُل، حتی،

چو صبح صادق پاهای او نمی‌آید؟

چو بال نرمی پاهای او نمی‌آید؟

به من بگو، بگو،

چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه‌ها؟

به من بگو، بگو،

چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟

من از درخت زاده‌ام

تو ای که گفتنت وزیدن نسیم‌هاست بر درخت‌ها

به من بگو، بگو،

درخت را که زاده است؟

مرا ستاره زاده است

تو ای که گفتنت چو جویبارهاست،

جویبارهای سرد

به من بگو، بگو،

ستاره را که زاده است؟

ستاره را، درخت را تو زاده‌ای

تو ای که گفتنت پریدن پرنده‌هاست

به من بگو، بگو،

تو را که زاده است؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: اشعار نادر نادرپور / مجموعه شعرهای زیبای این شاعر پُر آوازه

شعرهای زیبای رضا براهنی
متن آماده کپی
تا اینکه شبی زنش به خوابش آمد

چشمانش مثل دو بهار سبز،

تازه تازه روییده

مثل دو بهارِ ناگهان

مثلِ شعری که به ناگهان بگوید شاعر

و گفت:

بازی تا کی؟

از کی تا کی؟

کی برده که بازد در این بازی؟

او گفت:

فقط بدان کمی پاهایم، زخمی است

قدری قلبم، قلبم اما

دیوار سفید ساده‌ای در مغزم هست

انگار شبیه آهنی مصقول

آنگاه بقیه‌اش سراپا معقول

یک روز اگر برای من فرصت شد

و حوصله‌ی شنیدنش را هم تو پیدا کردی

شاید خواهم گفت

و بعد کسی نبود در خوابش

مغزش ویرانه‌ی شهرهای شرقی بود

چون بلخ و چو نیشابور یا ری

مغزش ویرانه‌ی شهرهای شرقی بود
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

عکس نوشته اشعار رضا براهنی

متن آماده کپی
در خیابان چهار صبح

هر کسی بامی دارد بر سر

هر کسی باغی از خواب نهان دارد در سر

لیک من مثل تو هستم – تنها –

ای درخت، ای قفس خشک بهاری مدفون!

سیم پر خار و درخشانی از اخترها،

دور من، دور تو پیچیده

از آفاق جهانی مجهول

و در این ساعت خاموشی، ماه،

موجود غریبی‌ست

که شخصیت بی‌نامی دارد:

گاه چون صورت نورای قدیسان است

گاه پستان بلورین زنی است

خال‌کوبی شده با نام هزاران مرد

گاه چون دایره‌ی پوستی کولی‌هاست

ماه در خواب مرا می‌بیند:

پنج انگشت بپیچیده به پنج انگشت

و دو بازو که گرفته‌ست دو زانو را تنگ

در خیابان چهار صبح

ماه، سبکی‌ست به مقیاس جدید شعر

که ز تنهایی شب می‌شکفد الهامش

و در این ساعت خاموشی،

هر کسی بامی دارد بر سر

هر کسی باغی از خواب نهان دارد در سر

هر کسی نام و نشانی دارد

اما من،

روی این نیمکت سرد خیابان چهار صبح

پنج انگشت بپیچیده به پنج انگشت

و دو بازو که گرفته‌ست دو زانو را تنگ

بغلی دارم از تنهایی

بغلی از تنهایی

دیگران نام و نشانی دارند.
روی برگی تو نوشتی: باغ

روی یک قطره‌ی باران

من نوشتم: دریا، دریا، دریا

و در آن لحظه زنی

چشم‌هایش را به کبوترها بخشید
خورشیدهای پشت سر مانده گرمی ندارند

من روزهای یادهایم را

به بادی سرد بسپردم

خورشیدهای پشت سر مانده گرمی ندارند

ای کوچه‌های زرنگار آینه‌گون جهان کودکی!

کو آن برهنه‌پای کودک

کز خنده‌هایش، آینه‌ها، خنده‌آگین بود؟

کو دست‌های چون پرنده‌های زنده؟

کو باغ‌های عطرآگین غمی موهوم؟

من اسب‌های چوبی خود را

به سوی پرتگاهان شفق راندم

دیدم شبانگاهان وحشت را

دیدم که در آنجا

خورشیدهای پشت سر مانده گرمی ندارند
ز دهکده‌های جهان

من بیراهه‌ها از سینه‌ی متروک گورستان غم‌ها

با شاهراه شهرها پیوند می‌یابند

ما اشک‌هایمان را فشاندیم

ما دستمال سبز و خیس خویشتن را

بر نرده‌های زنگدار این ضریح خالی از هر چیز بستیم

اما غروبی هست در بیرون

و صدها مرغ بی‌نام

شاید کبوترها و شاید چلچله‌ها

در آسمان پرواز دارند

ما در غروب نام‌هایمان

اشک‌هایمان را فشاندیم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
عکس نوشته اشعار رضا براهنی
متن آماده کپی
روی برگی تو نوشتی: باغ

روی یک قطره‌ی باران

من نوشتم: دریا، دریا، دریا

و در آن لحظه زنی

چشم‌هایش را به کبوترها بخشید
به چهره‌ها و راه‌ها چنان نگاه می‌کنم

که کور می‌شوم،

چه مدتی‌ست دلبرا

ندیده‌ام تو را؟
چه روز شوم فجیعی

جهان مرده

بی‌بال و پرنده

من به جاودانگی آفتاب شکاک است
آن‌قدر ساده است

که چشمانش جشنی‌ست

در ولادت آهوها
در این زمین زیبای بیگانه

بی‌تو روحم

مثل مزار سرباز گمنامی

خالی بود
تو از این خطه‌ی پرشوکت دستانت

به کجا می‌خواهی تبعید کنی

یکسره روحم را
آدم حوادث زندگی خودش را

ولو بسیار بی‌ارزش و بی‌اهمیت

با کل تاریخ جهان عوض نمی‌کند
چگونه بشنوم

صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه‌ها؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

اشعار نو رضا براهنی

رضا براهنی در شعر نو، زبانی متفاوت و تصویرهایی خاص دارد. در ادامه نمونه‌هایی از شعرهای نو او را می‌خوانید.

متن آماده کپی
من نمی‌دانم

پشت شیشه‌ها،

زیر برگان درختان

این چه آوازی است

می‌رانند عاشق‌های قایقران به سوی من؟

این چه آوازی است

می‌خوانند به سوی من؟

و نمی‌دانم کنارم

زیر ابر آتشین نور

کیست می‌خندد چو مستان در سکوت شب به سوی من؟

کیست می‌گرید چو مجنون در پناه عشق سوی من؟

و نمی‌دانم

ز روی دیده‌ام

گه رام و ناآرام

کیست می‌رقصد به سوی این دل آرام، ناآرام؟

مغز من کوهی است،

این آواز، جوشش یک جویبار سرد

از ژرفای تاریکی است

برف این آواز،

ذره‌ذره می‌نشیند

بر بلند شاخه‌های پیکرم آرام

شاخساران درخت پیکرم از برف،

میوه‌هایش برف،

چون زمستان‌های دور کودکی،

دنیای من، رؤیای من، پر برف

من نمی‌دانم

چه دستی گاهوار عشق ما را می‌تکاند

و نمی‌دانم که این ناقوس‌های مهر را در شب،

کیست سوی بازوان و دست‌هایم می‌نوازد؟

کیست از اعماق تاریکی

به سوی صبحگاه نور می‌آید؟

پشت شیشه،

زیر برگان درختان،

من نمی‌دانم،

این چه آوازی است

می‌رانند عاشق‌های قایقران به سوی من؟

این چه آوازی است

می‌خوانند سوی من؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: اشعار پل الوار ( مجموعه شعرهای شاهکار و عاشقانه فرانسوی )

اشعار نو رضا براهنی
متن آماده کپی
در نهضت عظیم دو بازویش

که نهضت عظیمی از زیبایی است

در عصر برگ‌ریز مسلسل‌ها

حرفی زده است آیا پرنده‌وار؟

یا غنچه‌وار؟

یا آفتاب‌وار؟

در نهضت عظیم دو بازویش

من گریه‌ام گرفته

که آخر آخر

چرا پرنده به دنیا نیامدم؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

درباره سبک شعری رضا براهنی

شعر رضا براهنی در بسیاری از نمونه‌ها، زبانی تصویرساز، ذهنی، عاطفی و گاه سوررئال دارد. او در شعرهایش از تصویرهای ناگهانی، شکست روایت، موسیقی درونی و ترکیب‌های غیرمنتظره استفاده می‌کند و همین ویژگی‌ها باعث شده شعرهایش برای خوانندگان جدی شعر نو فارسی جذاب باشد.

ویژگی‌های اشعار رضا براهنی

از ویژگی‌های مهم شعر براهنی می‌توان به توجه به تنهایی انسان معاصر، تصویرهای پیچیده و شاعرانه، استفاده از زبان آزاد، ساختار روایی متفاوت، نگاه انتقادی و پیوند میان ذهنیت شاعرانه و تجربه زیسته اشاره کرد. در شعرهای او گاهی عشق، تنهایی، شهر، خاطره و بدن در کنار هم قرار می‌گیرند و فضایی خاص و متفاوت می‌سازند.

سخن پایانی

رضا براهنی از چهره‌های مهم ادبیات معاصر ایران است؛ شاعری که هم در شعر نو فارسی و هم در نقد و داستان‌نویسی ردپای پررنگی از خود به‌جا گذاشت. شعرهای او برای مخاطبانی که به زبان متفاوت، تصویرهای تازه و نگاه عمیق‌تر به جهان علاقه دارند، خواندنی و تأمل‌برانگیز است. امیدواریم این مجموعه از اشعار رضا براهنی برای شما مفید و دلنشین بوده باشد.

بازخورد سریع

این متن به کارت آمد؟

با یک کلیک کمک کن متن‌های بهتر و دقیق‌تری پیشنهاد شود.

بازخوردت فقط برای بهتر شدن همین بخش استفاده می‌شود.
استفاده سریع

این متن را سریع کپی، ذخیره یا برای دیگران بفرست

بعد از خواندن متن، بدون برگشت به بالای صفحه می‌توانی متن کامل، لینک مطلب یا مسیرهای مرتبط را برداری.

متن‌های بیشتر درباره شعر
آماده استفاده است.
فرمت کپی

متن را با قالب مناسب بردار

برای کپشن، استوری یا ارسال ساده، متن همین مطلب را با قالب تمیزتر کپی کن.

یک فرمت را انتخاب کن.
ادامه خواندن

بعد از این متن، چند مسیر خوب داری

مطالب نزدیک، جستجوهای آماده و مسیر قبلی/بعدی اینجا جمع شده‌اند تا انتهای پست مرتب‌تر و کاربردی‌تر باشد.