پرش به محتوای اصلی
متن ها
حالت خواندن تنظیمات روی همین مرورگر ذخیره می‌شود

اشعار نادر نادرپور / مجموعه شعرهای زیبای این شاعر پُر آوازه

منتشر شده: 2025/03/04 به‌روزرسانی: 2026/07/02 موضوع: شعر
۰ متن آماده استفاده
موضوع‌های مرتبط: شعر
متن‌ها را می‌توانی جداگانه از روی هر کارت کپی یا ذخیره کنی، یا با دکمه بالا همه کارت‌های متن این صفحه را یک‌جا برداری.

اشعار نادر نادرپور را در متن‌ها قرار داده‌ایم. نادر نادرپور، شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی‌ـ‌اجتماعی ایرانی، از چهره‌های مهم شعر معاصر فارسی بود. او در ۱۶ خرداد ۱۳۰۸ به دنیا آمد و در ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ در لس‌آنجلس درگذشت. شعرهای نادرپور بیشتر با تصویرسازی‌های روشن، زبان آهنگین، عاطفه عاشقانه، اندوه غربت و نگاه شاعرانه به وطن شناخته می‌شوند.

در این نسخه، شعرهای فشرده از حالت قبلی خارج شده‌اند، شورتکدهای قدیمی حذف شده‌اند، متن‌ها خط‌به‌خط و وسط‌چین شده‌اند و میان هر شعر یک پاراگراف خالی قرار گرفته است. همچنین برای کامل‌تر شدن مطلب، بخش «گزیده‌های کوتاه از اشعار موجود» و «متن‌های شاعرانه الهام‌گرفته از حال‌وهوای شعر نادرپور» اضافه شده است تا تعداد متن‌های کوتاه بسیار بیشتر شود، بدون اینکه متن‌های تازه به اشتباه به نام خود شاعر معرفی شوند.

اشعار نادر نادرپور / مجموعه شعرهای زیبای این شاعر پُر آوازه

اشعار نادر نادرپور

در این بخش چند شعر و قطعه کوتاه از نادر نادرپور را می‌خوانید؛ شعرهایی عاشقانه، تصویری و سرشار از حس دلتنگی و خاطره.

متن آماده کپی
ای گل خوشبوی من!

دیدی چه خوش رفتی ز دست؟

دیدی آن یادی که با من زاده شد،

بی من گریخت؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
می‌بینمت هنوز

در این چشم ناشناس

این چشم ناشناس

که رفت از برابرم

گویی تویی که باز

چو خورشید شامگاه

می‌تابی از دریچه روزن

به خاطرم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
امید زیستنم،

دیدن دوباره توست

قرار‌بخش دلم،

تاب گاهواره توست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
هر آن‌که ملک جهان را

به بوسه‌ای نفروخت

حدیث آدم و فردوس را

کجا دانست؟

فدای نرگس شهلای نیم‌مست تو باد

هر آنچه عقل تهیدست،

پر بها دانست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر آخرین فریب تو،

ای زندگی نبود

اینک هزار بار،

رها کرده بودمت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: اشعار بیژن الهی ( مجموعه اشعار کوتاه و بلند بیژن الهی )

اشعار نادر نادرپور

شعرهای کوتاه نادر نادرپور

در ادامه چند شعر کوتاه و گزیده کوتاه از متن‌های موجود آمده است؛ مناسب برای عکس نوشته، کپشن و استفاده در متن‌های ادبی.

متن آماده کپی
من مرغ کور جنگل شب بودم

در قلب من همیشه زمستان بود

رنگ خزان و سایه تابستان

در پیش چشم من همه یکسان بود
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تو در سیاهی شب

شعله سپیده‌دمی

ز باد فتنه ایام

در امان باشی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
پیکرتراش پیرم

و با تیشه خیال

یک شب تو را

ز مرمر شعر آفریده‌ام
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دیدی چه خوش رفتی ز دست؟

دیدی آن یادی که با من زاده شد،

بی من گریخت؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
می‌بینمت هنوز

در این چشم ناشناس
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گویی تویی که باز

چو خورشید شامگاه

می‌تابی به خاطرم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
امید زیستنم،

دیدن دوباره توست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
قرار‌بخش دلم،

تاب گاهواره توست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر آخرین فریب تو،

ای زندگی نبود
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اینک هزار بار،

رها کرده بودمت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
من مرغ کور جنگل شب بودم

در قلب من همیشه زمستان بود
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تو در سیاهی شب

شعله سپیده‌دمی
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
پیکرتراش پیرم

و با تیشه خیال
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
یک شب تو را

ز مرمر شعر آفریده‌ام
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چشم تو ماند و ماه

وین هر دو دوختند

به چشمان من نگاه
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نه پای رفتن، نه تاب ماندن

چگونه گویم، درخت خشکم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
درین سیاهی، سپیده‌ای کو؟

که چشم حسرت، در او نشانم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ولی جز اینجا وطن گزیدن

نمی‌توانم، نمی‌توانم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

عکس نوشته اشعار نادر نادرپور

در این بخش شعرهایی تصویری‌تر و بلندتر از نادر نادرپور قرار گرفته‌اند که حال‌وهوای خاص، زبان شاعرانه و نگاه تصویری او را نشان می‌دهند.

متن آماده کپی
کوه، زانو زده چون اسب زمین‌خورده به راه

سینه انباشته از شیهه خاموش هلاک

مغز خورشید پریشان شده بر تیزی سنگ

چون سواری که به یک تیر، درافتاده به خاک

ناخن از درد فرو برده درون شن گرم

لب تاول‌زده‌اش سوخته از داغ عطش

خونش آمیخته با روشنی بازپسین

چشمش از حسرت آبی که نیابد همه عمر

می‌دود همچو سگی هار، به دنبال سراب

بیم دارد که چو لب تر کند از چشمه دور

آتش سرخ زبانش فکند شعله در آب

آسمان، کاسه براق لعاب‌اندودی است

که از او قطره آبی نتراویده برون

تشنگی در رحم روسپی پیر زمین

نطفه‌ای کاشته از شهوت سوزان جنون

کوره‌راهی که خط انداخته بر پشت کویر

جلد ماری است که خالی شده از خنجر خویش

گردبادی که برانگیخته گرد از تن راه

غول مستی است که برخاسته از بستر خویش

گون از زور عطش پنجه فرو برده به خاک

تا مگر درد جگرسوز خود آرام کند

زخم چرکین ترک‌های زمین منتظر است

تا مگر مرهمی از ظلمت شب وام کند

چشمه‌ای نیست که در بستر خشکیده جوی

سینه‌مالان بخزد چون تن لغزنده مار

کوه و خورشید، سراسیمه به هم می‌نگرند

اسب، جان می‌سپرد تشنه، در آغوش سوار
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بر شیشه، عنکبوت درشت شکستگی

تاری تنیده بود

الماس چشم‌های تو

بر شیشه خط کشید

وان شیشه در سکوت درختان شکست و ریخت

چشم تو ماند و ماه

وین هر دو دوختند

به چشمان من نگاه
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
کهن دیارا، دیار یارا!

دل از تو کندم، ولی ندانم

که گر گریزم، کجا گریزم

وگر بمانم، کجا بمانم

نه پای رفتن، نه تاب ماندن

چگونه گویم، درخت خشکم

عجب نباشد، اگر تبرزن

طمع ببندد در استخوانم

درین جهنم، گل بهشتی

چگونه روید، چگونه بوید؟

من ای بهاران! از ابر نیسان

چه بهره گیرم که خود خزانم

به حکم یزدان، شکوه پیری

مرا نشاید، مرا نزیبد

چرا که پنهان، به حرف شیطان

سپرده‌ام دل که نوجوانم

صدای حق را، سکوت باطل

در آن دل شب، چنان فرو کشت

که تا قیامت، درین مصیبت

گلو فشارد، غم نهانم

کبوتران را، به گاه رفتن

سر نشستن، به بام من نیست

که تا پیامی، به خط جانان

ز پای آنان، فروستانم

سفینه دل، نشسته در گل

چراغ ساحل، نمی‌درخشد

درین سیاهی، سپیده‌ای کو؟

که چشم حسرت، در او نشانم

الا خدایا، گره‌گشایا!

به چاره‌جویی، مرا مدد کن

بود که بر خود، دری گشایم

غم درون را برون کشانم

چنان سراپا، شب سیه را

به چنگ و دندان، درآورم پوست

که صبح عریان، به خون نشیند

بر آستانم، در آسمانم

کهن دیارا، دیار یارا

به عزم رفتن، دل از تو کندم

ولی جز اینجا وطن گزیدن

نمی‌توانم، نمی‌توانم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: اشعار قیصر امین پور (مجموعه‌ای از بهترین اشعار عاشقانه و زیبای این شاعر ایرانی)

عکس نوشته اشعار نادر نادرپور

شعر بلند نادر نادرپور

شعر بلند زیر از نمونه‌های تصویری و روایی‌تر نادرپور است؛ شعری که در آن خیال، پیکرتراشی، آفرینش، عشق و زیبایی در کنار هم قرار می‌گیرند.

متن آماده کپی
اندیشه و تیشه‌ام مهیا بود

چون لوح و قلم، کنار یکدیگر

وان سنگ سپید، روبروی من

تا پیکری از دلش برآرد سر

آن لحظه پاک آفریدن بود

آن لحظه تالی خدا بودن

با هستی کائنات پیوستن

از عالم خاکیان جدا بودن

چون تیشه من به فرق سنگ آمد

از دست کسی دو ضربه بر در خورد

ابلیس نباشد این که می‌آید؟

این گفتم و خنده بر لبم پژمرد

اندیشه‌کنان به سوی در رفتم

گفتم: تو که‌ای، فرشته‌ای یا شیطان؟

من خالق آدمی دگر هستم

سر خم کن و مزد طاعتت بستان

در چون دهنم گشوده ماند از بهت

او آمده بود و شمع در دستش

دل گفت: فرشته است و شیطان نیست

در از پی او دوید و، او بستش

بر توده سنگ تکیه زد خندان

گفتا چه درین جماد می‌جویی؟

گفتم: آدم

به خنده گفت: اینک حواست برابرت، چه می‌گویی؟

فریاد زدم که: پس، بهشت اینجاست

نالید که: از بهشت بیزارم

برگیر مرا و بر زمین افکن

تا دل به گناه عشق بسپارم

آنگاه، تن از حریر، عریان کرد

گفتا که: مرا بیافرین از تو

آن حرمت زاهدانه را بشکن

وین خواهش عاشقانه را بشنو

شمعی که به کف گرفته بود افسرد

من تیشه ز دست خود رها کردم

آنگاه تن برهنه او را

با خون و خیالم آشنا کردم

از کالبدش، گلی فراهم شد

آغشته به مهر، چون دل آدم

از حد جمال محض، لختی بیش

وز حد کمال عشق، چیزی کم

چون پیکر تازه‌اش پدید آمد

دیدم که به هر چه هست می‌ارزد

چون دست به گوی سینه‌اش بردم

دیدم که ز فرط لطف می‌لرزد

سر در بر او به سجده خم کردم

هنگام نماز صبحگاهی بود

او شمع به شام تیره‌ام آورد

بخشایش روشن الهی بود
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

گزیده‌های کوتاه عاشقانه از حال‌وهوای شعر نادرپور

متن‌های این بخش ترجمه یا شعر مستقیم از نادر نادرپور نیستند؛ بلکه قطعه‌های کوتاه تازه‌ای هستند که با الهام از فضای عاشقانه، تصویری و اندوهگین شعرهای او نوشته شده‌اند تا برای کامل‌تر شدن مطلب، کپشن، استوری و عکس نوشته قابل استفاده باشند.

متن آماده کپی
در چشم تو

چراغی روشن است

که حتی شب را

به یاد سپیده می‌اندازد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
عشق

گاهی همان خاطره‌ای است

که بی‌اجازه

از پنجره دل بازمی‌گردد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تو رفتی

اما نامت هنوز

روی سکوت اتاق

نفس می‌کشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دلم

در حوالی نگاه تو

به شهری خاموش شبیه است
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گاهی یک خاطره

از تمام جهان

سنگین‌تر می‌شود
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
شب آمد

و من دوباره

از نبودنت

شعری ساختم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
درخت خشک دلم

با یک نگاه تو

بهار را باور می‌کند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اگر برگردی

تمام ساعت‌های خسته

دوباره جوان می‌شوند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نه رفتن آسان است

نه ماندن

وقتی دل

میان وطن و عشق مانده باشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چشم‌هایت

راهی پنهان دارند

به سوی روشن‌ترین اندوه جهان
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از من

جز چند واژه نمانده

که هنوز

تو را صدا می‌زنند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
عشق

گاهی تیشه‌ای است

که از سنگ دل

پیکری از نور می‌تراشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در آینه نگاهت

چیزی از گذشته

هنوز جوان مانده است
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دوری

تنها فاصله نیست

گاهی تمام عمر

میان دو نگاه است
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اگر زندگی فریب است

لبخند تو

آخرین فریب شیرین اوست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تو را

نه در خاطره

که در روشنایی هر صبح

دوباره می‌بینم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اندوه

وقتی نام تو را می‌شنود

آرام‌تر می‌بارد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
من از سکوت

پل ساختم

تا به صدای تو برسم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
کاش وطن

همان جایی بود

که دل

در آن آرام می‌گیرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گاهی شعر

تنها راهی است

برای زنده نگه‌داشتن

چهره‌ای که رفته است
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تو در من مانده‌ای

مثل ماه

در شیشه‌ای شکسته
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از هرچه گذشتم

به تو رسیدم

و از تو

به اندوهی روشن
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دل

اگرچه خسته است

هنوز به آمدن تو

ایمان دارد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
من

در تبعید خاطره‌ها

به نام تو پناه می‌برم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اگر صبحی بیاید

که تو در آن نباشی

خورشید هم

چیزی کم دارد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

متن‌های شاعرانه کوتاه برای عکس نوشته

در این قسمت چند متن شاعرانه کوتاه و ادبی با فضای دلتنگی، عشق، خاطره و غربت آمده است. این متن‌ها برای عکس نوشته‌های ادبی و پست‌های احساسی مناسب هستند.

متن آماده کپی
در هوای شعر نادرپور

عشق همیشه با اندوهی روشن همراه است

انگار خاطره‌ای دور

در کنار پنجره ایستاده

و از پشت شیشه

به گذشته نگاه می‌کند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
شعر او

گاهی تصویر تبعید است

گاهی چهره معشوق

گاهی کویری تشنه

و گاهی وطنی که نمی‌شود

از آن دل کند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نادرپور

در شعرهایش

از تصویرهایی روشن و دقیق استفاده می‌کند

تا اندوه، عشق، وطن، خاطره و تنهایی

در برابر چشم خواننده جان بگیرند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
در بسیاری از شعرهای او

جهان تنها یک مفهوم بیرونی نیست

بلکه آینه‌ای است

برای دیدن رنج‌های درونی انسان

و دلتنگی‌هایی که نامی برایشان نیست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اگر بخواهیم حال‌وهوای شعر نادرپور را خلاصه کنیم

باید از تصویر، اندوه، وطن، عشق و خاطره بگوییم

از زبانی که هم کلاسیک است

و هم به شعر معاصر نزدیک می‌شود
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

درباره سبک شعر نادر نادرپور

شعر نادر نادرپور از نظر زبان، به شعر کلاسیک فارسی نزدیک است، اما در تصویرسازی، ترکیب‌سازی و نگاه عاطفی، حال‌وهوای شعر معاصر را دارد. او در بسیاری از آثارش از عناصر طبیعت، وطن، تنهایی، تبعید، عشق و خاطره استفاده می‌کند و با تصویرهایی روشن، فضایی عاطفی و گاه اندوهناک می‌سازد.

یکی از ویژگی‌های مهم شعر نادرپور، قدرت او در تصویرسازی است. در شعرهای او کویر، شب، شیشه، ماه، وطن، معشوق و خاطره فقط واژه نیستند؛ هرکدام به صحنه‌ای زنده تبدیل می‌شوند که خواننده می‌تواند آن را ببیند و حس کند.

سخن پایانی

نادر نادرپور از شاعران اثرگذار شعر معاصر فارسی است؛ شاعری که با زبان آهنگین، تصویرهای دقیق و عاطفه‌ای سرشار، شعرهایی ماندگار درباره عشق، اندوه، وطن و خاطره سرود.

امیدواریم این مجموعه از اشعار نادر نادرپور، شعرهای کوتاه، گزیده‌های عاشقانه، عکس نوشته‌ها و متن‌های الهام‌گرفته از فضای شعر او برای شما خواندنی و مفید بوده باشد.

بازخورد سریع

این متن به کارت آمد؟

با یک کلیک کمک کن متن‌های بهتر و دقیق‌تری پیشنهاد شود.

بازخوردت فقط برای بهتر شدن همین بخش استفاده می‌شود.
استفاده سریع

این متن را سریع کپی، ذخیره یا برای دیگران بفرست

بعد از خواندن متن، بدون برگشت به بالای صفحه می‌توانی متن کامل، لینک مطلب یا مسیرهای مرتبط را برداری.

متن‌های بیشتر درباره شعر
آماده استفاده است.
فرمت کپی

متن را با قالب مناسب بردار

برای کپشن، استوری یا ارسال ساده، متن همین مطلب را با قالب تمیزتر کپی کن.

یک فرمت را انتخاب کن.
ادامه خواندن

بعد از این متن، چند مسیر خوب داری

مطالب نزدیک، جستجوهای آماده و مسیر قبلی/بعدی اینجا جمع شده‌اند تا انتهای پست مرتب‌تر و کاربردی‌تر باشد.