رفتن به محتوای اصلیپرش به محتوای اصلی
متن ها

اشعار ولنتاین { مجموعه شعر عاشقانه برای ولنتاین }

23متن قابل کپی در این صفحه
موضوع‌های مرتبط: شعر
متن‌ها را می‌توانی جداگانه از روی هر کارت کپی یا ذخیره کنی، یا با دکمه بالا همه کارت‌های متن این صفحه را یک‌جا برداری.
دسترسی سریع

متن‌های داخل این صفحه

روی هر مورد بزن تا مستقیم به همان متن بروی و سریع کپی کنی.

23 متن
راهنمای سریع:هر متن را می‌توانی جداگانه کپی یا ذخیره کنی. برای دیدن متن بعدی از دکمه «متن بعدی» استفاده کن.
23متن آماده
0کپی ثبت‌شده

مجموعه شعر عاشقانه برای ولنتاین را در متن‌ها آماده کرده‌ایم. روز ولنتاین، که به عنوان روز عشق یا روز عشاق نیز شناخته می‌شود، در تقویم میلادی در ۱۴ فوریه جشن گرفته می‌شود. این روز به افتخار سنت والنتین نامگذاری شده است، که یک قدیس مسیحی است که به دلیل انجام ازدواج‌های مخفیانه برای سربازان رومی که به آن‌ها اجازه ازدواج داده نمی‌شد، معروف است. این روز در طول قرن‌ها تکامل یافته و به یک جشن جهانی تبدیل شده است.

اشعار ولنتاین { مجموعه شعر عاشقانه برای ولنتاین }

عکس نوشته تبریک ولنتاین

متن آماده کپی

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: تبریک ولنتاین به انگلیسی ( جملات فوق عاشقانه ولنتاین به انگلیسی )

عکس نوشته تبریک ولنتاین
متن آماده کپی

همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد چو فروشدم به دریا چو تو گوهرم نیامد سر خنب‌ها گشادم ز هزار خم چشیدم چو شراب سرکش تو به لب و سرم نیامد چه عجب که در دل من گل و یاسمن بخندد که سمن بری لطیفی چو تو در برم نیامد ز پیت مراد خود را دو سه روز ترک کردم چه مراد ماند زان پس که میسرم نیامد دو سه روز شاهیت را چو شدم غلام و چاکر به جهان نماند شاهی که چو چاکرم نیامد خردم گفت برپر ز مسافران گردون چه شکسته پا نشستی که مسافرم نیامد چو پرید سوی بامت ز تنم کبوتر دل به فغان شدم چو بلبل که کبوترم نیامد چو پی کبوتر دل به هوا شدم چو بازان چه همای ماند و عنقا که برابرم نیامد برو ای تن پریشان تو وان دل پشیمان که ز هر دو تا نرستم دل دیگرم نیامد

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر برم گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می‌کند پیش گشادتیر او وای اگر سپر برم گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من گفت بخور نمی‌خوری پیش کسی دگر برم

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

گاهی میان مردم در ازدحام شهر غیر از تو هرچه هست، فراموش می‌کنم

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

فاضل نظری عشق یعنی در میان صد هزاران مثنوی بوی یک تک بیت ناگه مست و مدهوشت کند

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

حمید مصدق گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت سال‌ها هست که از دیده من رفتی و لیک دلم از مهر تو آکنده هنوز

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

چشم‌های تو به من می‌بخشد شور عشق و مستی و تو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته‌ای از زندگی من هستی

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

حسین منزوی از تو چگونه بگسلم وقتی خیالت با دلم می‌پیچد و از هر طرف سوی تو می‌پیچاندم

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

جدا از این من و ما و رها ز چون و چرا کسی نشسته در آن سوی ماجرا که تویی

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

شهریار جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار آخر غمت به دوش دل و جان کشیده‌ام

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

فروغ فرخزاد همه هستی من آیه تاریکی است که ترا در خود تکرار کنان به سحرگاه شکفتن‌ها و رستن‌های ابدی خواهد برد

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

فرقی ندارد چه ساعت از شبانه روز باشد صدایت را که می‌شنوم خورشید در دلم طلوع می‌کند

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

سیمین بهبهانی مرا هزار امید است و هر هزار تویی شروع شادی و پایان انتظار تویی

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

دلم ز هر چه به غیر از تو بود خالی ماند در این سرا تو بمان‌ ای که ماندگار تویی!

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

به گام‌های کسان می‌برم گمان که تویی دلم ز سینه برون شد ز بس تپید بیا

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

باباطاهر همدانی عزیزم کاسه چشمم سرایت میان هر دو چشمم جای پایت از آن ترسم که غافل کج نهی پا نشیند خار مژگانم به پایت

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
عکس نوشته تبریک ولنتاین
متن آماده کپی

مهدی فرجی حال من خوب است، اما با تو بهتر می‌شوم آخ تا می‌بینمت یک جور دیگر می‌شوم با تو حس شعر در من بیشتر گل می‌کند یاسم و باران که می‌بارد معطر می‌شوم

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

بلا همیشه که بد نیست، راستی دیدی؟ تو آن بلای قشنگی که آمدی به سرم

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

عماد خراسانی گرچه در خاک برم درد تمنای تو را تا پسین لحظه پرستم رخ زیبای تو را کی شبی مست بیایی که من بی سر و پا تا سحرگه بزنم بوسه سراپای تو را

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی

تو چو پروانه‌ام آتش بزن ای شمع و بسوزان من بی دل نتوانم که به گرد تو نگردم

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

شعر عاشقانه ولنتاین

متن آماده کپی

از دلبر ما نشان که دارد در خانه مهی نهان که دارد بی‌دیده جمال او که بیند بیرون ز جهان جهان که دارد آن تیر که جان شکار آنست بنمای که آن کمان که دارد در هر طرفی یکی نگاریست صوفی تو نگر که آن که دارد این صورت خلق جمله نقش‌اند هم جان داند که جان که دارد این جمله گدا و خوشه چین‌اند آن دست گهرفشان که دارد قلاب شدند جمله عالم آخر خبری ز کان که دارد شادست زمان به شمس تبریز آخر بنگر زمان که دارد

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: جملات عاشقانه زیبا برای عشقم به همراه عکس نوشته عاشقانه استوری

شعر عاشقانه ولنتاین
متن آماده کپی

تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم دیو نیم پری نیم از همه چون نهان شدم برف بدم گداختم تا که مرا زمین بخورد تا همه دود دل شدم تا سوی آسمان شدم نیستم از روان‌ها بر حذرم ز جان‌ها جان نکند حذر ز جان چیست حذر چو جان شدم آنک کسی گمان نبرد رفت گمان من بدو تا که چنین به عاقبت بر سر آن گمان شدم از سر بیخودی دلم داد گواهیی به دست این دل من ز دست شد و آنچ بگفت آن شدم این همه ناله‌های من نیست ز من همه از اوست کز مدد می لبش بی‌دل و بی‌زبان شدم گفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی من ز برای این سخن شهره عاشقان شدم جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من من به جهان چه می‌کنم چونک از این جهان شدم

پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
ادامه مسیر

بعد از این متن کجا بروی؟

مطالب مشابه