پرش به محتوای اصلی
متن ها
حالت خواندن تنظیمات روی همین مرورگر ذخیره می‌شود

رباعیات سعدی (رباعی های شاهکار از استاد سخن)

منتشر شده: 2024/11/28 به‌روزرسانی: 2026/06/29 موضوع: شعر
53 متن قابل کپی در این صفحه
موضوع‌های مرتبط: شعر
متن‌ها را می‌توانی جداگانه از روی هر کارت کپی یا ذخیره کنی، یا با دکمه بالا همه کارت‌های متن این صفحه را یک‌جا برداری.
دسترسی سریع

متن‌های داخل این صفحه

روی هر مورد بزن تا مستقیم به همان متن بروی و سریع کپی کنی.

53 متن

برای سبک ماندن صفحه، فقط 24 مورد اول در این فهرست آمده است.

راهنمای سریع:هر متن را می‌توانی جداگانه کپی یا ذخیره کنی. برای دیدن متن بعدی از دکمه «متن بعدی» استفاده کن.
53متن آماده
0کپی ثبت‌شده

رباعیات سعدی را در این بخش از سایت متن‌ها گردآوری کرده‌ایم. سعدی تأثیر انکارناپذیری بر زبانِ فارسی گذاشته است؛ به‌طوری‌که شباهت قابلِ توجّهی میانِ فارسیِ نو و زبانِ سعدی هست. آثار او مدت‌ها در مدرسه‌ها و مکتب‌خانه‌ها به‌عنوان منبع آموزش زبان و ادبیات فارسی تدریس می‌شده و بسیاری از ضرب‌المثلهای رایج در زبان فارسی از آثار وی اقتباس شده است.

رباعیات سعدی (رباعی های شاهکار از استاد سخن)

رباعیات طلایی از سعدی شیرازی

متن آماده کپی
نوروز که سیل در کمر می‌گردد سنگ از سر کوهسار در می‌گردد از چشمهٔ چشم ما برفت اینهمه سیل گویی که دل تو سخت‌تر می‌گردد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
کس عهد وفا چنانکه پروانهٔ خرد با دوست به پایان نشنیدیم که برد مقراض به دشمنی سرش بر می‌داشت پروانه به دوستیش در پا می‌مرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دستارچه‌ای کان بت دلبر دارد گر بویی ازان باد صبا بردارد بر مردهٔ صد ساله اگر برگذرد در حال ز خاک تیره سر بردارد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر باد ز گل حسن شبابش ببرد بلبل نه حریفست که خوابش ببرد گل وقت رسیدن آب عطار ببرد عطار به وقت رفتن آبش ببرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
کس نیست که غم از دل ما داند برد یا چارهٔ کار عشق بتواند برد گفتم که به شوخی ببرد دست از ما زین دست که او پیاده می‌داند برد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
هر وقت که بر من آن پسر می‌گذرد دانی که ز شوقم چه به سر می‌گذرد؟ گو هر سخن تلخ که خواهی فرمای آخر به دهان چون شکر می‌گذرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خالی که مرا عاجز و محتال بکرد خطی برسید و دفع آن خال بکرد خال سیهش بود که خونم می‌ریخت ریش آمد و رویش همه چون خال بکرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد بیفایده سعی و گفت و گو نتوان کرد گفتم بروم صبر کنم یک چندی هم صبر برو که صبر ازو نتوان کرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
شمع ارچه به گریه جانگدازی می‌کرد گریه‌زده خندهٔ مجازی می‌کرد آن شوخ سرش را ببریدند و هنوز استاده بد و زبان‌درازی می‌کرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای باد چو عزم آن زمین خواهی کرد رخ در رخ یار نازنین خواهی کرد از ماش بسی دعا و خدمت برسان گو یاد ز دوستان چنین خواهی کرد؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: اشعار عاشقانه سعدی با مجموعه 60 شعر زیبا از بهترین اشعار شاعر بزرگ

متن آماده کپی
آن دوست که آرام دل ما باشد گویند که زشتست بهل تا باشد شاید که به چشم کس نه زیبا باشد تا یاری از آن من تنها باشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن را که جمال ماه پیکر باشد در هرچه نگه کند منور باشد آیینه به دست هرکه ننماید نور از طلعت بی‌صفای او در باشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن را که نظر به سوی هر کس باشد در دیدهٔ صاحبنظران خس باشد قاضی به دو شاهد بدهد فتوی شرع در مذهب عشق شاهدی بس باشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
هر سرو که در بسیط عالم باشد شاید که به پیش قامتت خم باشد از سرو بلند هرگز این چشم مدار بالای دراز را خرد کم باشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
رباعیات طلایی از سعدی شیرازی
متن آماده کپی
گر دست تو در خون روانم باشد مندیش که آن دم غم جانم باشد گویم چه گناه از من مسکین آمد کو خسته شد از من غم آنم باشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بیچاره کسی که بر تو مفتون باشد دور از تو گرش دلیست پر خون باشد آن کش نفسی قرار بی‌روی تو نیست اندیش که بی‌تو مدتی چون باشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آهو بره را که شیر در پی باشد بیچاره چه اعتماد بر وی باشد؟ این ملح در آب چند بتواند بود وین برف در آفتاب تا کی باشد؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ما را به چه روی از تو صبوری باشد یا طاقت دوستی و دوری باشد جایی که درخت گل سوری باشد جوشیدن بلبلان ضروری باشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
مشنو که مرا از تو صبوری باشد یا طاقت دوستی و دوری باشد لیکن چه کنم گر نکنم صبر و شکیب؟ خرسندی عاشقان ضروری باشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن خال حسن که دیدمی خالی شد وان لعبت با جمال جمالی شد چال زنخش که جان درو می‌آسود تا ریش برآورد سیه چالی شد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دانی که چرا بر دهنم راز آمد مرغ دلم از درون به پرواز آمد؟ از من نه عجب که هاون رویین‌تن از یار جفا دید و به آواز آمد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
روزی نظرش بر من درویش آمد دیدم که معلم بداندیش آمد نگذاشت که آفتاب بر من تابد آن سایه گران چو ابر در پیش آمد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

عکس نوشته اشعار سعدی

متن آماده کپی
هر ساعتم اندرون بجوشد خون را وآگاهی نیست مردم بیرون را الا مگر آن‌ که روی لیلی دیده‌ست داند که چه درد می‌کشد مجنون را
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
عشاق به درگهت اسیرند بیا بدخویی تو بر تو نگیرند بیا هر جور و جفا که کرده‌ای معذوری زآن پیش که عذرت نپذیرند بیا
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب صاحب‌نظران تشنه و وصل تو سراب مانند تو آدمی در آباد و خراب باشد که در آیینه توان دید و در آب
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چون دل ز هوای دوست نتوان پرداخت درمانش تحمل است و سر پیش انداخت یا ترک گل لعل همی باید گفت یا با الم خار همی باید ساخت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دل می‌رود و دیده نمی‌شاید دوخت چون زهد نباشد نتوان زرق فروخت پروانهٔ مستمند را شمع نسوخت آن سوخت که شمع را چنین می‌افروخت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
روزی گفتی: شبی کنم دلشادت وز بند غمان خود کنم آزادت. دیدی که از آن روز چه شب‌ها بگذشت، وز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
صد بار بگفتم به غلامان درت تا آینه دیگر نگذارند برت ترسم که ببینی رخ همچون قمرت کس باز نیاید دگر اندر نظرت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
عکس نوشته اشعار سعدی

اشعار کوتاه سعدی

متن آماده کپی
آن یار که عهدِ دوستاری بشکست می‌رفت و منش گرفته دامان در دست می‌گفت دگرباره به خوابم بینی پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
شب‌ها گذرد که دیده نتوانم بست مردم همه از خواب و من از فکر تو مست باشد که به دست خویش خونم ریزی تا جان بدهم دامن مقصود به دست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
هشیار سری بُوَد ز سودای تو مست خوش آن‌که ز روی تو دلش رفت ز دست! بی‌‌تو همه هیچ نیست در ملک وجود ور هیچ نباشد، چو تو هستی، همه هست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گر زحمت مردمان این کوی از ماست یا جرم ترش بودن آن روی از ماست فردا متغیر شود آن روی چو شیر ما نیز برون شویم چون موی از ماست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
وه وه که قیامتست این قامت راست با سرو نباشد این لطافت که تراست شاید که تو دیگر به زیارت نروی تا مرده نگوید که قیامت برخاست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

رباعی های زیبای سعدی

متن آماده کپی
سرو از قدت اندازهٔ بالا بُردست بحر از دهنت لؤلؤ لالا بُردست هرجا که بنفشه‌ای ببینم گویم مویی ز سرت باد به صحرا بُردست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
امشب که حضور یار جان افروزست بختم به خلاف دشمنان پیروزست گو شمع بمیر و مه فرو شو که مرا آن شب که تو در کنار باشی روزست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن شب که تو در کنار مایی روزست و آن روز که با تو می‌رود نوروزست دی رفت و به انتظار فردا منشین دریاب که حاصل حیات امروزست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گویند هوای فصل آذار خوشست بوی گل و بانگ مرغ گلزار خوشست ابریشم زیر و نالهٔ زار خوشست ای بیخبران اینهمه با یار خوشست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خیزم بروم چو صبر نامحتملست جان در قدمش کنم که آرام دلست و اقرار کنم برابر دشمن و دوست کانکس که مرا بکشت از من بحلست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن ماه که گفتی ملک رحمانست این بار اگرش نگه کنی شیطانست رویی که چو آتش به زمستان خوش بود امروز چو پوستین به تابستانست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
آن سست وفا که یار دل‌سخت من است شمع دگران و آتشِ رخت من است ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف جرم از تو نباشد گنه از بخت من است
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
از بس که بیازرد دل دشمن و دوست گویی به گناه مسخ کردندش پوست وقتی غم او بر همه دلها بودی اکنون همه غمهای جهان بر دل اوست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست هرچ آن به سر آیدم ز دست تو نکوست ای مرغ سحر تو صبح برخاسته‌ای ما خود همه شب نخفته‌ایم از غم دوست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چون حال بدم در نظر دوست نکوست دشمن ز جفا گو ز تنم برکن پوست چون دشمن بیرحم فرستادهٔ اوست بدعهدم اگر ندارم این دشمن دوست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

مطلب مشابه: اشعار سعدی شامل غزلیات، رباعیات، قطعات و مجموعه شعر عاشقانه این شاعر

متن آماده کپی
غازی ز پی شهادت اندر تک و پوست وان را که غم تو کشت فاضلتر ازوست فردای قیامت این بدان کی ماند کان کشتهٔ دشمنست و آن کشتهٔ دوست؟
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
رباعی های زیبای سعدی
متن آماده کپی
گر دل به کسی دهند باری به تو دوست کت خوی خوش و بوی خوش و روی نکوست از هر که وجود صبر بتوانم کرد الا ز وجودت که وجودم همه اوست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

اشعار چهارگانه سعدی

متن آماده کپی
گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست یا مغز برآیدم چو بادام از پوست غیرت نگذاردم که نالم به کسی تا خلق ندانند که منظور من اوست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گویند رها کنش که یاری بدخوست خوبیش نیرزد به درشتی که دروست بالله بگذارید میان من و دوست نیک و بد و رنج و راحت از دوست نکوست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست وین جان به لب رسیده در بند تو نیست گر تو دگری به جای من بگزینی من عهد تو نشکنم که مانند تو نیست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
با دوست چنانکه اوست می‌باید داشت خونابه درون پوست می‌باید داشت دشمن که نمی‌توانمش دید به چشم از بهر دل تو دوست می‌باید داشت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بگذشت و چه گویم که چه بر من بگذشت سیلاب محبتم ز دامن بگذشت دستی به دلم فرو کن ای یار عزیز تا تیر ببینی که ز جوشن بگذشت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
روی تو به فال دارم ای حور نژاد زیرا که بدو بوسه همی نتوان داد فرخنده کسی که فال گیرد ز رخت تا لاجرم از محنت و غم باشد شاد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تو هرچه بپوشی به تو زیبا گردد گر خام بود اطلس و دیبا گردد مندیش که هر که یک نظر روی تو دید دیگر همه عمر از تو شکیبا گردد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
بازخورد سریع

این متن به کارت آمد؟

با یک کلیک کمک کن متن‌های بهتر و دقیق‌تری پیشنهاد شود.

بازخوردت فقط برای بهتر شدن همین بخش استفاده می‌شود.
استفاده سریع

این متن را سریع کپی، ذخیره یا برای دیگران بفرست

بعد از خواندن متن، بدون برگشت به بالای صفحه می‌توانی متن کامل، لینک مطلب یا مسیرهای مرتبط را برداری.

متن‌های بیشتر درباره شعر
آماده استفاده است.
فرمت کپی

متن را با قالب مناسب بردار

برای کپشن، استوری یا ارسال ساده، متن همین مطلب را با قالب تمیزتر کپی کن.

یک فرمت را انتخاب کن.
ادامه خواندن

بعد از این متن، چند مسیر خوب داری

مطالب نزدیک، جستجوهای آماده و مسیر قبلی/بعدی اینجا جمع شده‌اند تا انتهای پست مرتب‌تر و کاربردی‌تر باشد.