پرش به محتوای اصلی
متن ها
حالت خواندن تنظیمات روی همین مرورگر ذخیره می‌شود

اشعار بابا طاهر شامل شعر عاشقانه دو بیتی، غزلیات و قصیده

منتشر شده: 2024/06/22 به‌روزرسانی: 2026/06/28 موضوع: اشعار کهن
105 متن قابل کپی در این صفحه
موضوع‌های مرتبط: اشعار کهن
متن‌ها را می‌توانی جداگانه از روی هر کارت کپی یا ذخیره کنی، یا با دکمه بالا همه کارت‌های متن این صفحه را یک‌جا برداری.
دسترسی سریع

متن‌های داخل این صفحه

روی هر مورد بزن تا مستقیم به همان متن بروی و سریع کپی کنی.

60 متن

برای سبک ماندن صفحه، فقط 24 مورد اول در این فهرست آمده است.

راهنمای سریع:هر متن را می‌توانی جداگانه کپی یا ذخیره کنی. برای دیدن متن بعدی از دکمه «متن بعدی» استفاده کن.
105متن آماده
0کپی ثبت‌شده

در این بخش از سایت ادبی و هنری متن‌ها اشعار بابا طاهر را برای شما دوستان قرار خواهیم داد. باباطاهر یا باباطاهر عریان همدانی، عارف، شاعر ایرانی و دوبیتی‌سرای اواخر سده چهارم و اواسط سده پنجم هجری ایران، در دوران طغرل بیک سلجوقی می‌زیسته‌است.

«بابا» لقبی بوده که به پیروان وارسته می‌داده‌اند و برای صفت عریان دلایل گوناگونی ذکر شده‌است. اشعار باباطاهر به زبان لری سروده شده‌اند.

مسلک درویشی و فروتنی او که شیوه عارفان است سبب شد تا وی گوشه‌گیر شده، گمنام زیسته و تفصیلی از زندگانی خود باقی نگذارد.

دوبیتی های بابا طاهر عریان

متن آماده کپی
ببندم شال و می‌پوشم قدک را بنازم گردش چرخ و فلک را بگردم آب دریاها سراسر بشویم هر دو دست بی نمک را.
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تن محنت کشی دیرم خدایا دل با غم خوشی دیرم خدایا ز شوق مسکن و داد غریبی به سینه آتشی دیرم خدایا
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان
متن آماده کپی
اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی‌وفا ای بی‌مروت گریبانم ز دستت چاک چاکو نخواهم دوخت تا روز قیامت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ته که ناخوانده‌ای علم سماوات ته که نابرده‌ای ره در خرابات ته که سود و زیان خود ندانی به یاران کی رسی هیهات هیهات
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دلی دیرم خریدار محبت کز او گرم است بازار محبت لباسی دوختم بر قامت دل ز پود محنت و تار محبت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
محبت آتشی در جانم افروخت که تا دامان محشر بایدم سوخت عجب پیراهنی بهرم بریدی که خیاط اجل می‌بایدش دوخت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نپرسی حال یار دلفکارت که هجران چون کند با روزگارت ته که روز و شوان در یاد مویی هزارت عاشق با مو چه کارت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اگر دل دلبر و دلبر کدام است وگر دلبر دل و دلرا چه نام است دل و دلبر بهم آمیته وینم ندونم دل که و دلبر کدام است
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
شب تاریک و سنگستان و مو مست قدح از دست مو افتاد و نشکست نگهدارنده‌اش نیکو نگهداشت وگرنه صد قدح نفتاده بشکست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان
متن آماده کپی
نفس شومم بدنیا بهر آن است که تن از بهر موران پرورانست ندونستم که شرط بندگی چیست هرزه بورم بمیدان جهانست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بود درد مو و درمانم از دوست بود وصل مو و هجرانم از دوست اگر قصابم از تن واکره پوست جدا هرگز نگردد جانم از دوست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نمی‌دانم دلم دیوانهٔ کیست کجا آواره و در خانهٔ کیست نمی‌دونم دل سرگشتهٔ مو اسیر نرگس مستانهٔ کیست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ته دوری از برم دل در برم نیست هوای دیگری اندر سرم نیست بجان دلبرم کز هر دو عالم تمنای دگر جز دلبرم نیست
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
یکی برزیگرک نالان درین دشت به خون دیدگان آلاله می‌کشت همی‌کشت و همی‌گفت ای دریغا بباید کشت و هشت و رفت ازین دشت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خرم کوه و خرم صحرا خرم دشت خرم آنانکه این آلالیان کشت بسی هند و بسی شند و بسی یند همان کوه و همان صحرا همان دشت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بهار آیو به صحرا و در و دشت جوانی هم بهاری بود و بگذشت سر قبر جوانان لاله رویه دمی که گلرخان آیند به گلگشت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان
متن آماده کپی
سیاهی دو چشمانت مرا کشت درازی دو زلفانت مرا کشت به قتلم حاجت تیر و کمان نیست خم ابرو و مژگانت مرا کشت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
عزیزا کاسهٔ چشمم سرایت میان هر دو چشمم جای پایت از آن ترسم که غافل پا نهی تو نشیند خار مژگانم به پایت
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
من آن رندم که گیرم از شهان باج بپوشم جوشن و بر سر نهم تاج فرو ناید سر مردان به نامرد اگر دارم کشند مانند حلاج
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ته که می‌شی بمو چاره بیاموج که این تاریک شوانرا چون کرم روج کهی واجم که کی این روج آیو کهی واجم که هرگز وا نه‌ای روج
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ اگر ملک سلیمانت ببخشند در آخر خاک راهی عاقبت هیچ
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد بسازم خنجری نیشش ز پولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گیج و ویجِم که کافر گیج میراد چنان گیجِم که کافر هم مَویناد بر این آئین که مو را جان و دل داد شمع و پروانه را پرویج می‌داد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دو چشمم درد چشمانت بچیناد مبو روجی که چشمم ته مبیناد شنیدم رفتی و یاری گرفتی اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دلم بی وصل ته شادی مبیناد ز درد و محنت آزادی مبیناد خراب‌آباد دل بی مقدم تو الهی هرگز آبادی مبیناد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بیته یارب به بستان گل مرویاد وگر روید کسش هرگز مبویاد بیته هر گل به خنده لب گشاید رخش از خون دل هرگز مشویاد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان
متن آماده کپی
یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
الهی گردن گردون شود خرد که فرزندان آدم را همه برد یکی ناگه که زنده شد فلانی همه گویند فلان ابن فلان مرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نهالی کو سر از باغی برآرد ببارش هر کسی دستی برآرد برآرد باغبان از بیخ و از بن اگر بر جای میوه گوهر آرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
غریبی بس مرا دلگیر دارد فلک بر گردنم زنجیر دارد فلک از گردنم زنجیر بردار که غربت خاک دامنگیر دارد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خور از خورشید رویت شرم دارد مه نو ز ابرویت آزرم دارد به شهر و کوه و صحرا هر که بینی زبان دل به ذکرت گرم دارد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
غم عشقت بیابان پرورم کرد فراقت مرغ بی‌بال و پرم کرد بمو واجی صبوری کن صبوری صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
شوانم خواب در مرز گلان کرد گلم واچید و خوابم را زیان کرد باغبان دید که مو گل دوست دیرم هزاران خار بر گل پاسبان کرد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دل عاشق به پیغامی بسازد خمار آلوده با جامی بسازد مرا کیفیت چشم تو کافیست ریاضت‌کش به بادامی بسازد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دگر شو شد که مو جانم بسوزد گریبان تا بدامانم بسوزد برای کفر زلفت ای پریرخ همی ترسم که ایمانم بسوزد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان
متن آماده کپی
هر آنکس عاشق است از جان نترسد یقین از بند و از زندان نترسد دل عاشق بود گرگ گرسنه که گرگ از هی هی چوپان نترسد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بلا رمزی ز بالای ته باشد جنون سرّی ز سودای ته باشد به صورت‌آفرینم این گمان بی که پنهان در تماشای ته باشد
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
پسندی خوار و زارم تا کی و چند پریشان روزگارم تا کی و چند ته که باری ز دوشم برنگیری گری سربار بارم تا کی و چند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دلا خوبان دل خونین پسندند دلا خون شو که خوبان این پسندند متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست گروهی آن گروهی این پسندند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشانم پریشان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خوشا آنانکه سودای ته دیرند که سر پیوسته در پای ته دیرند بدل دیرم تمنای کسانی که اندر دل تمنای ته دیرند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چو آن نخلم که بارش خورده باشند چو آن ویران که گنجش برده باشند چو آن پیری همی نالم درین دشت که رودان عزیزش مرده باشند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خوشا آنانکه هر از بر ندانند نه حرفی وانویسند و نه خوانند چو مجنون سر نهند اندر بیابان ازین گو گل روند آهو چرانند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خوشا آنانکه تن از جان ندانند تن و جانی به جز جانان ندانند بدردش خو گرند سالان و ماهان بدرد خویشتن درمان ندانند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان
متن آماده کپی
خوشا آنانکه پا از سر ندونند مثال شعله خشک و تر ندونند کنشت و کعبه و بتخانه و دیر سرایی خالی از دلبر ندونند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خوشا آنانکه هر شامان ته وینند سخن با ته گرند با ته نشینند مو که پایم نبی کایم ته وینم بشم آنان بوینم که ته وینند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خوشا آنان که با ته همنشینند همیشه با دل خرم نشینند همین بی رسم عشق و عشقبازی که گستاخانه آیند و ته بینند
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
لاله کاران دگر لاله مکارید باغبانان دو دست از گل بدارید اگر عهد گلان این بو که دیدم بیخ گل بر کنید و خار بکارید
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
مو آن رندُم که نامُم بی‌ قلندر نه خان دیرُم نه مان دیرُم نه لنگر چو روج آیو بگردُم گرد گیتی چو شو آیو به خشتی وانهُم سر
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
تویی آن شکرین لب یاسمین بر منم آن آتشین دل دیدگان تر از آن ترسم که در آغوشم آیی گدازد آتشت بر آب شکر
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گلش در زیر سنبل سایه پرور نهال قامتش نخلی است نوبر ز عشق آن گل رعنا همه شب چو بلبل ناله و افغان برآور
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دَمی بورَه بِوین حالِم تِه دلبر دلِم تنگه شبی با مو بسر بر تِه گُل بر سر زنی ای نوگلِ مو به جای گل زنم مو دست بر سر
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
به روی ماهِت ای ماه ده و چار به سرو قَدِت ای زیبنده رُخسار که جز عشقِت خیالی در دلِم نی به دیاری ندارم مو سر و کار
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دیِم آلاله‌ای در دامَن خار واتِم آلالیا کِی چینِمِت بار؟ بگفتا باغبان معذور می‌دار درخت دوستی دیر آوَرِد بار
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دلِم زار و دلِم زار و دلِم زار طبیبم آورید دردِم کِرید چار طبیبِم چون بِوینه بِرْمُوی زار کِرَه دَرمونِ دردِم را به ناچار
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
سه درد آمو بجانم هر سه یکبار غریبی و اسیری و غم یار غریبی و اسیری چاره دیره غم یار و غم یار و غم یار
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ز دل نقش جمالِت در نَشِی یار خیال خط و خالِت در نشی یار مژه سازِم به دور دیده پرچین که تا وینم خیالِت در نشی یار
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان
متن آماده کپی
اَلاله‌ی کوهسارانِم تویی یار بَنَوشه‌ی جوکنارانِم تویی یار الاله کوهساران هفته‌ای بی امید روزگارانِم تویی یار
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بی تو تَلْواسَه دیرِم ای نکویار زهر در کاسه دیرِم ای نکویار مَیِم خون، گریه ساقی، ناله مطرب مصاحِب این سه دیرم ای نکویار
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
فلک! زار و نزارِم کِردی آخِر جدا از گلعذارِم کِردی آخِر میان تختهٔ نرد محبت شش و پنجی بکارِم کردی آخر
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اگر شیری اگر میری اگر مور گذر باید کنی آخر لب گور دلا رحمی بجان خویشتن کن که مورانت نهند خوان و کنند سور
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اگر شیری اگر ببری اگر گور سرانجامت بود جا در ته گور تنت در خاک باشد سفره گستر بگردش موش و مار و عقرب و مور
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دلا اصلا نترسی از ره دور دلا اصلا نترسی از ته گور دلا اصلا نمی‌ترسی که روزی شوی بنگاه مار و لانهٔ مور
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
جره بازی بدم رفتم به نخجیر سبک‌دستی بزد بر بال من تیر برو غافل مچر در کوهساران هرآن غافل چرد غافل خورد تیر
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بوره بلبل بنالیم از سر سوز بوره آه سحر از مو بیاموز تو از بهر گلی ده روز نالی مو از بهر دل‌آرامم شو و روز
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
جدا از رویت ای ماه دل افروز نه روز از شو شناسم نه شو از روز وصالت گر مرا گردد میسر همه روزم شود چون عید نوروز
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان
متن آماده کپی
مو که سر در بیابانم شو و روز سرشک از دیده بارانم شو و روز نه تب دیرم نه جایم میکند درد همیدونم که نالونم شو و روز
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بی ته سر در بیابانم شو و روز سرشک از دیده بارانم شو و روز نه بیمارم که جایم میکری درد همیدانم که نالانم شو و روز
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
غم و درد مو از عطار واپرس درازی شب از بیمار واپرس خلایق هر یکی صد بار پرسند تو که جان و دلی یکبار واپرس
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خداوندا بفریاد دلم رس کَس بی کس تویی مو مانده بیکس همه گویند طاهر کس نداره خدا یار مو چه حاجت کس
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
گلی که خود بدادم پیچ و تابش باشک دیدگانم دادم آبش درین گلشن خدایا کی روا بی گل از مو دیگری گیرد گلابش
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
قضا رمزی زچشمان خمارش قدر سری ز زلف مشگبارش مه و مهر آیتی ز آنروی زیبا نکویان جهان آئینه دارش
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
به قبرستان گذر کردم کم وبیش بدیدم قبر دولتمند و درویش نه درویش بیکفن در خاک رفته نه دولتمند برده یک کفن بیش
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
شب تار است و گرگان میزنند میش دو زلفانت حمایل کن بوره پیش از آن کنج لبت بوسی بموده بگو راه خدا دادم بدرویش
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
فلک نه همسری دارد نه هم کف بخون ریزی دلش اصلا نگفت اف همیشه شیوهٔ کارش همینه چراغ دودمانیرا کند پف
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دلی دیرم ولی دیوانه و دنگ ز دستم شیشهٔ ناموس بر سنگ ازین دیوانگی روزی برآیم که در دامان دلبر برزنم چنگ
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان
متن آماده کپی
وای آن روجی که در قبرم نهند تنگ ببالینم نهند خشت و گل و سنگ نه پای آنکه بگریزم ز ماران نه دست آنکه با موران کنم جنگ
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دلی دیرم چو مو دیوانه و دنگ زده آئینه هر نام بر سنگ بمو واجند که بی نام و ننگی هر آن یارش تویی چه نام و چه ننگ
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
حرامم بی ته بی آلاله و گل حرامم بی ته بی آواز بلبل حرامم بی اگر بی ته نشینم کشم در پای گلبن ساغر مل
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
مو ام آن آذرین مرغی که فی‌الحال بسوجم عالم ار برهم زنم بال مصور گر کشد نقشم به گلشن بسوجه گلشن از تاثیر تمثال
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خدایا داد از این دل داد از این دل نگشتم یک زمان من شاد از این دل چو فردا داد خواهان داد خواهند بر آرم من دو صد فریاد از این دل
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
خدایا خسته و زارم ازین دل شو و روزان در آزارم ازین دل مو از دل نالم و دل نالد از مو زمو بستان که بیزارم ازین دل
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
بشم واشم که تا یاری گره دل به بختم گریه و زاری گره دل بگردی و نجوئی یار دیگر که از جان و دلت یاری گره دل
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چرا دایم بخوابی ای دل ای دل ز غم در اضطرابی ای دل ای دل بوره کنجی نشین شکر خدا کن که شاید کام یابی ای دل ای دل
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
مگر شیر و پلنگی ای دل ای دل بمو دایم به جنگی ای دل ای دل اگر دستم فتی خونت بریجم بوینم تا چه رنگی ای دل ای دل
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
چرا آزرده حالی ای دل ای دل همه فکر و خیالی ای دل ای دل بساجم خنجری دل را برآرم بوینم تا چه حالی ای دل ای دل
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان
متن آماده کپی
مرا درد آموه و درمان چه حاصل مرا وصل آموه و هجران چه حاصل بسوته بی گل و آلاله بی سر سر سوته کله یاران چه حاصل
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل مطیع نفس و شیطانی چه حاصل بود قدر تو افزون از ملایک تو قدر خود نمیدانی چه حاصل
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
ز بوی زلف تو مفتونم ای گل ز رنگ روی تو دلخونم ای گل من عاشق زعشقت بیقرارم تو چون لیلی و من مجنونم ای گل
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دلا پوشم ز عشقت جامهٔ نیل نهم داغ غمت چون لاله بر دیل دم از مهرت زنم همچون دم صبح وز آن دم تا دم صور سرافیل
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
غمم غم بی و همراز دلم غم غمم همصحبت و همراز و همدم غمت مهله که مو تنها نشینم مریزا بارک الله مرحبا غم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دو زلفانت گرم تار ربابم چه میخواهی ازین حال خرابم ته که با مو سر یاری نداری چرا هر نیمه شو آیی بخوابم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
مو آن محنت کش حسرت نصیبم که در هر ملک و هر شهری غریبم نه بو روزی که آیی بر سر من بوینی مرده از هجرحبیبم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
مو آن دل داده یکتا پرستم که جام شرک و خود بینی شکستم منم طاهر که در بزم محبت محمد را کمینه چاکرستم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
مو آن بحرم که در ظرف آمدستم چو نقطه بر سر حرف آمدستم بهر الفی الف قدی بر آیو الف قدم که در الف آمدستم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
من آن مسکین تذرو بی‌پرستم من آن سوزنده شمع بی‌سرستم نه کار آخرت کردم نه دنیا یکی خشکیده نخل بی‌برستم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
به روی دلبری گر مایلستم مکن منعم گرفتار دلستم خدا را ساربان آهسته می‌ران که من واماندهٔ این قافلستم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
به عشقت ای دلارا نگروستم نوید وصل تو تا نشنوستم بدل تخم وفایت کشتم آخر بجز اندوه و خواری ندروستم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان
متن آماده کپی
بشو یاد تو ای مه پاره هستم بروز از درد و غم بیچاره هستم تو داری در مقام خود قراری مویم که در جهان آواره هستم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
اگر آئی بجانت وانواجم وگر نائی به هجرانت گداجم ته هر دردی که داری بر دلم نه بمیرم یا بسوجم یا بساجم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
الهی ار بواجم ور نواجم ته دانی حاجتم را مو چه واجم اگر بنوازیم حاجت روا بی وگر محروم سازی مو چه ساجم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
دلم دردین و نالین چه واجم رخم گردین و خاکین چه واجم بگردیدم به هفتاد و دو ملت بصد مذهب منادین چه واجم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
متن آماده کپی
نمیدانم که رازم با که واجم غم و سوز وگدازم با که واجم چه واجم هر که ذونه میکره فاش دگر راز و نیازم با که واجم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد

غزلیات

متن آماده کپی
دلا در عشق تو صد دفترستُم که صد دفتر ز کَونین از برستُم منم آن بلبل گل ناشکفته که آذر در ته خاکسترستُم دلم سوجه ز غصّه ور بریجه جفای دوست را خواهان‌ترستُم مو آن عودم میان آتشستان که این نُه آسمان را مجمرستُم شد از نیل غم و ماتم دلُم خون به چهره خوشتر از نیلوفرستُم در این آلاله در کویش چو گلخن به داغ دل چو سوزان اخگرستُم نه زورستُم که با دشمن ستیزُم نه بهر دوستان سیم و زرستُم ز دوران گرچه پر بی جام عیشم ولی بی‌دوست خونین ساغرستُم چَرَم دایم در این مرز و در این کشت که مرغ خوگر باغ و برستُم منم طاهر که از عشق نکویان دلی لبریز خون اندر برستُم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
دوبیتی های بابا طاهر عریان

قصیده

متن آماده کپی
بتا تا زار چون تو دلبرستم به تن عود و به سینه مجمرستم اگر جز مهر تو اندر دلم بی به هفتاد و دو ملت کافرستم اگر روزی دو صد بارت بوینم هَنی مشتاق بار دیگرستم فراق لاله رویان سوته دیلم وز ایشان در رگ جان نشترستم منم آن شاخه بر نخل محبت که حسرت سایه و محنت برستم نه کار آخرت کردم نه دنیا یکی بی سایه نخل بی‌برستم نه خور نه خواب دیرم بی تو، گویی به پیکر هر سر مو خنجرستم جدا از تو به حور و خلد و طوبی اگر خرسند گردم کافرستم چو شمعم گر سراندازند صدبار فروزنده‌تر و روشن ترستم مرا از آتش دوزخ چه غم بی که دوزخ جزوی از خاکسترستم سمندروَش میان آتش هجر پریشان مرغ بی‌بال و پرستم درین دیرم چنان مظلوم و مغموم چو طفل بی پدر بی مادرستم نمی‌گیرد کسم هرگز به چیزی درین عالم ز هر کس کمترستم به یک ناله بسوجم هر دو عالم که از سوز جگر خنیاگرستم به بالینم همه الماس سوده همه خار و خسک در بسترستم مثال کافرم در مومنستان چو مؤمن در میان کافرستم همه سوجم همه سوجم همه سوج به گرمی چون فروزان اخگرستم رخ تو آفتاب و مو چو حربا و یا پژمان گل نیلوفرستم به مُلک عشق روح بی‌نشانم به شهر دل یکی صورت پرستم رخش تا کرده در دل جلوه از مهر به خوبی، آفتاب خاورستم بمیر ای دل که آسایش بیابی که مو تا جان ندادم وانرستم مو از روز ازل طاهر بزادم ازین رو نام، بابا طاهرستم
پسندیده‌شده0 کپی‌شده0
کپی شد
بازخورد سریع

این متن به کارت آمد؟

با یک کلیک کمک کن متن‌های بهتر و دقیق‌تری پیشنهاد شود.

بازخوردت فقط برای بهتر شدن همین بخش استفاده می‌شود.
استفاده سریع

این متن را سریع کپی، ذخیره یا برای دیگران بفرست

بعد از خواندن متن، بدون برگشت به بالای صفحه می‌توانی متن کامل، لینک مطلب یا مسیرهای مرتبط را برداری.

متن‌های بیشتر درباره اشعار کهن
آماده استفاده است.
فرمت کپی

متن را با قالب مناسب بردار

برای کپشن، استوری یا ارسال ساده، متن همین مطلب را با قالب تمیزتر کپی کن.

یک فرمت را انتخاب کن.
ادامه خواندن

بعد از این متن، چند مسیر خوب داری

مطالب نزدیک، جستجوهای آماده و مسیر قبلی/بعدی اینجا جمع شده‌اند تا انتهای پست مرتب‌تر و کاربردی‌تر باشد.